تبلیغات
وارث - حاج احمدآقا در همه جا مدافع راه و رسم و اندیشه امام بود
مرحوم حاج احمدآقا در همه جا مدافع راه و رسم و فکر و اندیشه امام بود. در جاهایی که امام به ایشان می‌گفت فقط حضور پیدا بکن و شرایط و اطلاعات آنجا را به ما منعکس بکن در تصمیم‌گیری شما دخالتی نکن بگذار مسئولین دخالت کنند و خودشان تصمیم بگیرند. احمد آقا به عنوان یک مستمع می‌نشست که نتیجه آن جلسات و تصمیمات را به امام منتقل کند. تدبیر و امانتداری احمد آقا مثال زدنی بود.

حجت الاسلام و المسلمین سید عبد الواحد موسوی لاری عضو مجمع روحانیون مبارز دربیان ویژگی ها و خصوصییات حاج احمد آقا گفت : احمدآقا در همه جا مدافع راه و رسم و فکر و اندیشه امام بود. در جاهایی که امام به ایشان می‌گفت فقط حضور پیدا بکن و شرایط و اطلاعات آنجا را به ما منعکس بکن در تصمیم‌گیری شما دخالتی نکن بگذار مسئولین دخالت کنند و خودشان تصمیم بگیرند. احمد آقا به عنوان یک مستمع می‌نشست که نتیجه آن جلسات و تصمیمات را به امام منتقل کند. تدبیر و امانتداری احمد آقا مثال زدنی بود.


وی در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران اظهارداشت : حاج احمدآقا و حاج آقا مصطفی هرکدام در مقاطعی نقش بسیار ارزنده در مسائل مرتبط با نهضت امام داشتند. هم حاج آقا مصطفی در دوران بعد از شروع نهضت تا تبعید حضرت امام در نجف به عنوان نکته اتکا و به تعبیری سنگ صبور امام و رابط بین ایشان و خیلی از چهره‌های روحانی، مراجع و بزرگانی که در نجف، قم و بلاد دیگر بود، و هم مرحوم حاج احمدآقا در قم و قبل و بعد از انقلاب نقش بسیار ارزنده‌ای در مدیریت امور دفتری حضرت امام ایفا کردند که انصافاً نشان از تدبیر و قدرت مدیریت بالای ایشان داشت. بنده اواخر سال‌های 47- 46 در نجف و در مدرسه عالی آیت‌الله بروجردی و در بیت حضرت امام، با آنکه طلبه جوانی بودم، خدمت حضرت امام می‌رسیدم و با مرحوم حاج آقا مصطفی هم مرتبط بودم. پس از پیروزی انقلاب به ایران برگشتم و در سال‌های 56-53 در زندان بودم. و بعد از پیروزی انقلاب هم در دوره اول و سوم نماینده مجلس بودم. بعد از انقلاب در مسئولیت‌های مختلف بودم تا اینکه در دوره پنجم که دولت جناب آقای خاتمی شکل گرفت ابتدا معاون رئیس جمهور و بعد هم به عنوان وزیر کشور مسئولیت به عهده گرفتم. به طبع به دلیل حضوری که در مجلس و دولت از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی داشتم با مسائل مختلف جامعه، هم به دلیل انگیزه‌های شخصی و هم به دلیل شرایط کاری ارتباط زیادی با بیت حضرت امام داشتم. ده سال اول پس از پیروزی انقلاب، ده ساله پر ماجرایی برای انقلاب بود. طوفان حوادث یکی پس از دیگری می‌آمد. حوادث مربوط به گروهک‌ها در اوایل انقلاب، داستان کردستان، حوادث ترکمن صحرا، مسائل مربوط به سیستان و بلوچستان، فعالیت‌های مختلف ضد انقلابی‌ها، کودتای نوژه، حوادث آمل، جنگ هشت ساله تحمیلی در ابعاد و مسائل مختلفی که داشت تا قائله بنی صدر و دار و دسته‌اش، مشکلاتی که از ناحیه جریانات مختلف حتی متحجرین داخل حوزه علیه امام راجع به مسائلی از قبیل قانون واگذاری اراضی و بعضی از مسائلی که احیاناً در مذاق بعضی از متدینین شاید خیلی خوش نمی‌آمد، تا حوادث مربوط به انتخابات در دو سه دوره پس از پیروزی انقلاب، همه اینها در همین ده سال اتفاق افتاد. واقعاً این ده سال زمانی بود که هر روزش یک موضوع جدید و تدبیری دیگر لازم بود که در همه این کوران‌ها و مشکلات تدبیر حضرت امام کارگشا بود و بحران‌ها یکی پس از دیگری با سرانگشت تدبیر امام با قوت و قدرت حل می‌شد. چه مسائل مربوط به گروهک‌ها و چه مسائل مربوط به جنگ و همچنین گلایه‌هایی که احیاناً بعضی از روحانیون در مسائل مختلفی داشتند. بالاخره امام به عنوان یک فرد و چهره ملکوتی که خیلی از این تصمیمات را می‌گرفتند واقعاً انسان بعد از نتیجه رسیدن آنها را می‌فهمد. بجا و به موقع راجع به مسائل تصمیم گرفتند اما تصمیم‌های امام نمی‌توانست بدون مقدمه و آمادگی و فراهم کردن شرایط باشد. اگر امام می‌خواست راجع به جنگ، گروگان‌ها، پاره‌ای از مسائل که در مجلس و یا دولت می‌گذشت تصمیمی بگیرد یکی باید مقدمات کارها و کارهای دفتری‌اش را اصطلاحاً انجام بدهد. و مرحوم حاج احمدآقا انصافاً با کمال متانت و هم امانت کارهای امام را انجام می‌داد.


احمد آقا با درایت و هم با امانت کارهای امام را دنبال می‌کرد


وی با بیان اینکه اگر بخواهم در مورد حاج احمدآقا جمله‌ای بگویم که برداشت خودم و شخصیت حاج احمدآقا و نسبت ایشان با حضرت امام را بیان کرده باشم باید بگویم که احمد آقا با درایت و هم با امانت کارهای امام را دنبال می‌کرد و دلسوزانه و در عین حال از موضع تبعیت اعتقادی از حضرت امام کارها را دنبال می‌کردگفت: اوبه حضرت امام اعتقاد داشت، نه به عنوان اینکه فرزند امام است. فرزند امام هست به امام هم علاقه دارد و دلبستگی عاطفی دارد اما من معتقدم که علاوه بر آن احمدآقا امام را به عنوان یک مراد و کسی که باید از او تبعیت کند و حرف‌های او را عملیاتی کند و عرصه اجرایی منویات امام را فراهم بکند؛ احمدآقا با امانت‌داری کارها را پیش می‌برد. نمی‌خواست صحنه سازی برای امام بکند و امام را به یک تصمیم برساند. در جهت فکر امام مقدمات را فراهم می‌کرد. کارهای دفتری و پیگیری آن را انجام می‌داد.


وی افزود : احمدآقا در طول دوران قبل از انقلاب در قم هم روابطی با بیوت مراجع و شخصیت‌های سیاسی و کم و بیش با سیاسیون خارج از ایران داشت. پس از پیروزی انقلاب احمد آقا واقعاً نقش اول را در همه مسائل داشت. ضمن آنکه به فرمان امام در تمام تصمیم‌گیری‌های کلان کشور حضور داشت و به عنوان رکنی در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور نقش ایفا می‌کرد. احمدآقا در همه جا مدافع راه و رسم و فکر و اندیشه امام بود. در جاهایی که امام به ایشان می‌گفت فقط حضور پیدا بکن و شرایط و اطلاعات آنجا را به ما منعکس بکن در تصمیم‌گیری شما دخالتی نکن بگذار مسئولین دخالت کنند و خودشان تصمیم بگیرند. احمد آقا به عنوان یک مستمع می‌نشست که نتیجه آن جلسات و تصمیمات را به امام منتقل کند. تدبیر و امانتداری احمد آقا مثال زدنی بود. در دفتر نگاه فراجناحی داشت. که نکته بارز شخصیت حاج احمد آقا این بود که با همه جناح‌ها و جریان‌ها و همه افکار و سلیقه‌ها ارتباط داشت یعنی همانگونه که خود امام می‌خواست. همانگونه که امام می‌خواست که محدود به یک جناح خاص نباشد. گرچه امام خط سیاسی و فقهی روشن داشت و مشخص بود که در مسائل فقهی و سیاسی به چه سمتی می‌رود. حضرت امام نگاهش هیچوقت حذفی نبود بلکه همواره نگاه جذبی داشت. سعی می‌کرد که همه را داشته باشد. احمدآقا این درس را از امام خوب یاد گرفته بود. آن زمان با جناح راست، چپ، حتی ملی مذهبی‌ها ارتباط داشت. ارتباط یعنی اینکه بیت امام و دفتر امام جایی بود که آنها به آنجا مراجعه و رفت و آمد می‌کردند. احمدآقا در دفتر و بیت امام را بر روی هیچکس نبست. این مهمترین ویژگی احمد آقا بود که برگرفته از شخصیت خود امام است. خود امام آنقدر بزرگ و با بزرگی با مسائل برخورد می‌کرد که همیشه سعی می‌کرد حتی اگر کسانی را هم که از نظر سلیقه‌ای قبول ندارد، آنها را حذف نکند. نمونه‌های زیادی از رفتار احمد آقا داریم که اینگونه عمل می‌کرد. فراموش نمی‌کنم در نجف حضرت امام به عنوان یک مرجع تقلید در کنار سایر مراجع بود. مرحوم آیت‌الله حکیم، مرحوم آیت‌الله خویی، آیت‌الله شاهرودی و خیلی از چهره‌های دیگری مثل مرحوم آیت‌الله بجنوردی و آیت‌الله صدر بر خلاف روال متعارفی که در بیوتات مراجع هست که آقازاده‌ها سعی می‌کنند کارگزار دفتر و بیت پدرشان باشند مرحوم حاج آقا مصطفی با تمام بیوتات مراجع ارتباط داشت. به نماز همه می‌رفت. در درس همه شرکت می‌کرد. با همه رفاقت می‌کرد. احساس می‌کردم که با نگاهی فراتر از محدوده بیت و دفتر پدرش با سایر مراجع ارتباط داشت. احمدآقا هم در دوران مسئولیتش در دفتر امام همین روال را داشت و البته به نظر من خیلی سازمان یافته‌تر و مرتب‌تر و منظم‌تر و جدی‌تر مسائل را دنبال می‌کرد و نشان می‌داد این بیت، بیت جذب، همدلی، نگاه فراتر از نگاه‌های معمول و متعارف است. گویی که بزرگ است. خود امام بزرگ و بچه‌هایش هم به همان بزرگی به مسائل نگاه می‌کردند. معتقدم که احمد آقا با همان نگاه امام نقش محوری در تمشیت امور بیت داشت.


حاج احمد آقا یک انتقال دهنده معتبر بود
موسوی لاری درباره آنچه از نقش و مسولیت حاج احمد اقا در نوفل لو شاتو و نجف شنیده است گفت :  آنچه که من از آن دوران می‌دانم هرچه هست مصنوعات من است. چون خودم حضور نداشتم. هرچه هم بگویم همان چیزهایی است که شما شنیده‌اید. آنچه که می‌دانم این است که احمد آقا در نوفل‌لوشاتو و در نجف به عنوان یک نیروی جوان و فعال در دفتر امام در کنار سایر ارادتمندان امام سعی می‌کرد آنچه که شایسته حضرت امام هست صورت بگیرد. در فرانسه افراد زیادی محضر امام بودند از آقای موسوی خوئینی‌ها و صدوقی و دیگران. طبیعی است که نقش احمد آقا در کنار امام در آن مقطع همان نقشی است که بعدها استقرار پیدا کرد. منتقل کردن بیانیه‌ها، تماس با گروه‌ها در ایران و دیگر کشورها،  برگزاری برنامه‌های مصاحبه و... از جمله کارهای ارزشمند احمد آقا در نوفل‌لوشاتو بود. قاعدتاً در آنجا چون فضا برای امام بازتر شده بود متناسب با نیاز آن روز چهره‌های سیاسی و روحانی در کنار امام بودند و کارهای امام را دنبال می‌کردند. معتقدم اوج آن جوشش جوهره وجودی احمد آقا در دوران پس از انقلاب است و اینکه مسئولیت رهبری و زعامت جامعه روی دوش امام بود. همه نگاه‌ها معطوف به امام بود. امام باید راجع به کلان مسائل تدبیر بکند احمد آقا هم باید یک معبری باشد برای انتقال تدابیر امام برای کل نهادهای مرتبطی که در کل جامعه هستند و این بخش را احمد آقا مدیریت می‌کرد.
مرحوم احمد آقا جزء کسانی بود که واقعاً سعی می‌کرد شخصیت امام را حفظ کند


از این نماینده ادوار مجلس پرسیدیم که آیا شما مأموریت خاصی از طرف امام یا حاج احمدآقا برای رفع مشکلی دریافت کردید که باعث شود تا ارتباطی بین شما و احمد آقا ایجاد شود؟که وی پاسخ داد: دیدارها و صحبت‌هایی که با مرحوم حاج احمدآقا داشتیم در قالب کار نمایندگی بود. به طبع مجلس هم آن روز این تعبیر امام درباره‌اش صادق بود که فرمود که مجلس در رأس همه امور است، مجلس واقعاً کانون همه گرایش‌ها و سلائق و همه پیش‌کسوتان بود. ترکیب مجلس اول را اگر در نظر بگیریم شامل اعضای شورای انقلاب، مقام معظم رهبری، آقای هاشمی رفسنجانی، شهید باهنر، شهید رجایی، تا امثال مرحوم بازرگان، مرحوم سحابی و چهره‌های دیگری مثل آقای خاتمی و... بودند. چهره‌های مختلفی که اگر ما می‌خواستیم در جامعه بگردیم که این جامعه ما از هر طیف و قشر و گروه بود شاخص‌هایش چه کسانی هستند همان‌هایی هستند که در مجلس اول حضور داشتند و مجلس اول در واقع مجلسی برآمده از انقلاب و مردم بود. یعنی کسانی به مجلس راه پیدا کردند که یک نسبتی با انقلاب و نسبتی با مردم داشتند که به آنها رأی دادند. اغلب کسانی بودند که سابقه و ریشه‌ای در انقلاب داشتند و به اعتبار آن از طرف مردم مورد حمایت قرار گرفته بودند. بنابراین خیلی از کارها در مجلس رقم می‌خورد، خارج از مجلس خیلی کم بود. سران قوم در مجلس جمع بودند و کارها را دنبال می‌کردند ما هم به عنوان نمایندگان جوان مجلس  آقای مجید انصاری، آقای مهاجرانی، شهید دیالمه و یک نفر دیگر هم یادم نمی‌آید شاید مرحوم شهید شهریاری بود و یا شهید چراغ‌زاده دزفولی؛ ما چهار پنج نفر سن‌مان مرز 26-25 سال بود. جوان‌تر بودیم و انرژی بیشتری داشتیم، در مسائل فعال‌تر بودیم. عمر مجلس از نظر من از نظر شکل‌گیری نهاد مجلس از یک نظر خیلی کوتاه بود به این دلیل که ما در هفتم خرداد 59 مجلسمان شکل گرفت و 31 شهریور 59 جنگ تحمیلی شروع شد و اصلاً ورود به مسئله جنگ باعث شد خیلی از مسائل کشور تحت‌الشعاع قرار بگیرد از جمله مجلس که استخوان‌بندی بسیار قوی داشت. مأموریت خاصی جز کارهای مجلس نداشتم. اما در همین راستا با حاج احمدآقا در ارتباط بودیم. چه نامه‌نگاری‌هایی که مجلس می‌کرد، چه تصمیماتی که در مجلس گرفته می‌شد و گاهی نیاز بود که نظرات حاج احمدآقا و حضرت امام هم گرفته شود؛ به شکلی مرتبط می‌شدیم، نظرات ایشان گرفته می‌شد، خودمان نظراتمان را منتقل می‌کردیم. بیشتر ارتباط ما از جایگاه یک نماینده مجلس بود.
وی گفت: خیلی از جلسات خدمت ایشان بودیم، چه مجلس اول و چه مجلس سوم و چه در دورانی که در وزارت کشور و وزارت ارشاد بودم. اصلاً مسائلی پیش می‌آمد که خواه ناخواه ایشان باید حل می‌کرد. مثلاً در مجلس سوم که اواخر دوره جنگ بود با آقای مجید انصاری و برخی دوستان آن نامه معروف را خدمت امام نوشتیم که بالاخره بعضی از کارها خلاف قانون اساسی در حال انجام است. در تهیه این نامه این دغدغه را داشتیم که حضرت امام با آن روحیه دفاع از نظام و مسئولین ممکن است جواب تندی به ما بدهند چراکه نامه جنبه اعتراضی داشت. ولی این نامه خدمت امام رفت و امام با آن محبت با ما برخورد کرد. حاج احمدآقا هم به دنبال آن دفاعی که امام از ما کرد در پاسخ آن نامه در جلسات مختلف هم راجع به اصل نامه نظرات خود را می‌گفت. یادم می‌آید آن زمان نیروهایی که خیلی به امام ارادت داشتند، گاهی به حاج احمدآقا اعتراض می‌کردند که شما با دیگران بیشتر ارتباط برقرار می‌کنید. احمد آقا جزء کسانی بود که واقعاً سعی می‌کرد شخصیت امام را حفظ کند حتی ممکن بود دفاع‌های ایشان از برخی از گروه‌ها خوشایند خیلی از شخصیت‌های سیاسی آن روز نباشد. حتی یادم می‌آید اینگونه نبود که احمد آقا تا آن لحظات آخر تیم بنی‌صدر و اینها را کاملاً نفی کرده باشد، البته خود امام هم این کار را نکرد. ابتدا نصیحت کرد و دنبال این بود که یک جوری اینها با انقلاب، با نظام و با مردم همراه شوند؛ و یا ارتباطاتی که با جناح‌های دیگر داشت. به عنوان مثال از جریانی که ما به عنوان راست تلقی می‌کردیم خب احمد آقا با آنها روابط خیلی خوبی داشت. احمد آقا در همه این زمنیه‌ها در جلسات خصوصی و گعده‌های طلبگی توضیح می‌داد و می‌گفت که اینجا امام است و انقلاب و ما مأمور هستیم آنچه که امام و انقلاب می‌خواهند کار کنیم و با همه جریان‌ها تا آنجایی که مقدور است کار کنیم. می‌خواهم عرض کنم که تماس‌های ما با ایشان در ارتباط با کار مجلس بود.


حفظ آثار و دست‌نوشته‌های حضرت امام  برای حاج احمد آقا  اهمیت داشت
وی در ادامه این گفتگو با بیان اینکه  حفظ آثار و دست‌نوشته‌های حضرت امام آنقدر برای حاج احمد آقا  اهمیت داشت که اهتمام خاصی برای این کار داشتند.
گفت:این به دنبال این بود که یک دغدغه در بین دوستان امام و مریدان امام درست شد که بالاخره نظرات و سیره و رویه امام و رفتارها و گفتارهای سیاسی ممکن است دستخوش تحریف شود. کما اینکه در همان زمان هم برداشت‌های متفاوتی صورت می‌گرفت. خب این موضوع به خود حضرت امام هم منتقل شده بود که حضرت امام حتی طی یک نامه‌ای به احمدآقا این مأموریت را محول کردند. به کسی که امین امام بوده از ابتدا تا آخر، در سری‌ترین و محرمانه‌ترین تصمیمات امام حضور داشت. از دلسوزی احمد آقا هم کسی تردید نداشت. آن نامه امام یک تکلیف بر دوش احمد آقا گذاشت که برای جمع‌آوری، حفظ، نگهداری و ساماندهی این آثار اقداماتی انجام بدهد. ما هم در مجلس فکر کردیم که بتوانیم یک سازمان تشکیلاتی لازم است و مؤسسه حفظ و نشر آثار امام که به صورت قانونی درآمد طرحی بود که ما دوستان امضاء کردیم و به مجلس دادیم که آقای مجید انصاری هم حضور فعالی در این زمینه داشتند. ما می‌خواستیم آن چیزی که بر عهده احمد آقا قرار گرفت و مبتنی بر دستور حضرت امام بود ساختارهای رسمی قانونی پیدا کند. هرچند که حکم خود حضرت امام خودش همه مسائل را حل می‌کرد ولی برای اینکه در قانون دیده شود و بعدها به عنوان یک نهاد رسمی نظام مورد توجه قرار بگیرد قانون آن را به مجلس برده و به تصویب رساندیم. حاج احمد با آقا همان دلسوزی که پیش‌بینی می‌شد و انتظار می‌رفت شروع به جمع‌آوری و ساماندهی کرد و کسانی که در کنار ایشان بودند مثل آقایان انصاری که خیلی پرکار زحمت کشیدند که این سامانه قانونی شکل واقعی خود را پیدا کند، می‌توانست به اعتقاد من کارها بعد از امام جدی‌تر از این هم دنبال بشود. شاد بتوان الآن گله کرد که در چند سال اخیر آنگونه که باید کارها پیگیری نداشت. متأسفانه شرایط هم فراهم نبود که کارهای عظیمی که مؤسسه می‌توانست در جهت تبیین اندیشه امام انجام بدهد شاید به آن شکل دلخواه نشد. البته در مؤسسه کارهای خیلی خوبی صورت گرفت. دوستان با حداقل امکانات کارها را پیش بردند. به نظرم بر خلاف مؤسساتی که هیچ نسبتی با امام نداشتند این مؤسسه که همه جزئیاتش به حضرت امام مربوط می‌شود، متأسفانه در این چند سال اخیر مورد بی‌مهری بود. افزایش بودجه برخی از مؤسسات را در نظر بگیرید از حدود سیصد میلیون تومان در سال‌های قبل یکدفعه به دهها میلیارد تومان افزایش پیدا کرد، در حالی که بودجه مؤسسه نشر آثار امام یا رشد نداشت و یا اگر رشد داشت همان رشد طبیعی ده پانزده درصدی بود یا حتی در بعضی از مقاطع کاهش هم داشت.


متأسفانه  امام حتی در زمان خودش هم آنگونه که باید، شناخته نشد
موسوی لاری در ادامه گفت:  متأسفانه از چیزهایی که برای همه ما زجرآور بوده و هست این است که امام حتی در زمان خودش هم آنگونه که باید، شناخته نشد. یعنی شما نظرات امام را ببینید کسانی که منصوب و منتخب امام بودند در پاره‌ای از مبانی فقهی ممکن بود نظرات امام را قبول نداشته باشند. از موضع نقد این مطلب را بیان نمی‌کنم. امام هم یک مجتهد و یک فقیه است به مانند همه فقها و نظرات ایشان قابل نقد و بحث است. حوزه علمیه و دانشگاه بهترین مکان است برای نقد و بحث. حاج حسن آقا دو سه سال قبل یک نکته‌ای را مطرح کرد که بسیار نکته مهمی بود ولی کسی موضوع را نگرفت؛ و آن اینکه باید اجتهاد در اندیشه امام کرد. چه زمانی می‌توان این کار را انجام داد؟ وقتی که اندیشه امام محور باشد. وقتی می‌گوییم در مسائل شرعی در فقه اهل البیت اجتهاد کنید اولین بحث این است که این روایت که از معصوم رسیده سند آن درست است یا خیر؟ دوم اینکه اگر سندش درست است دلالت آن بر موضوعی که من برداشت کردم درست است یا برداشت فرد دیگر؟ معنای این امر بی‌اعتنایی یا نادیده گرفتن قول و فعل و سنت رسول‌ اکرم نیست. خوب فهمیدن و خوب برداشت کردن است. آنچه که حسن‌آقای خمینی هم فرمودند حتی در بین دوستان خودمان هم جدی گرفته نشد همین بود که خب امام خمینی به عنوان یک نظریه‌پرداز و یک صاحب مکتب فقهی و فکری نظریاتی مطرح کرده است. پویایی و زنده ماندن نظرات امام و استمرار نظرات امام این است که این نظرات به عنوان کانون توجه صاحب نظر باشد و صاحبان نظر اجتهاد در فهم نظرات امام بکنند و برداشت از نظرات امام، و در صحت و سقم آن چیزهایی که به امام نسبت داده می‌شود. متأسفانه آنچه که در هفته‌های اخیر پخش شد جفای بیین و آشکاری به امام بود که گزینه‌ها و گزیده‌هایی از مطالبی که حضرت امام در یک مقطع خاص در یک مورد خاص و برای حل یک معضل خاص مطرح کرده بودند آن را به گونه‌ای از تلویزیون پخش کردند که از امام یک چهره خشن، غیر قابل انعطاف در برابر همه مسائل نشان دادند. بطوری که انگار حضرت امام غیر از حرف خودش حرف هیچکس را قبول نداشت و برای هر موضوعی راه حل‌های سرکوب و بزن بگیر داشت! این بزرگترین جفای به امام و انقلاب اسلامی که امام معرفی کرده است. بنده معتقدم جرم این به مراتب از کارهایی که مخالفین و معاندین علیه امام کردند بیشتر است. کاری که حاج حسن آقا کرد این کار باید توسط شاگردان و یاران دست اول امام شروع می‌شد یعنی مبانی نظری امام به عنوان یک فقیه در حوزه باید مطرح شده و نقد هم می‌شد. متأسفانه حوزه به این سمت نرفت که یکی از دلایل آن این می‌تواند باشد که حوزه در طول مدت بعد از انقلاب از عناصر مرتبط با حضرت امام تا حدودی خالی شد. یعنی شاگردان و یاران امام در گرفتاری‌های اداره کشور افتادند، چه فقها امثال آقای موسوی اردبیلی، آقای صانعی و دیگران که یکی دادستان شد یکی دیوان عالی کشور شد. طلاب در کارهای اجرایی افتادند از کارهای عقیدتی گرفته تا کار در دستگاه قضایی و کارهای سیاسی که عملاً حوزه از آنهایی که قبل از انقلاب با امام و فکر امام مأنوس بودند و بعد از انقلاب باید این اندیشه را پرورش می‌دادند تا حدود زیادی خالی شد. نه اینکه نبودند و ارتباط نداشتند، منتها ارتباط ارگانیک جدی متأسفانه نداشتند. کسانی که قبل از انقلاب با اندیشه‌های امام زاویه داشتند که البته من نمی‌خواهم آنها را محکوم بکنم که چرا با نظرات امام آنگونه که باید برخورد نکردند اینها بیشتر در حوزه باقی ماندند، اینها سعی کردند از فضای بعد از انقلاب برای بسط اندیشه‌های خودشان کار کنند. خیلی از مدارس جدید حوزه علمیه زیر نفوذ فعالیت‌های فکری این مجموعه قرار گرفت. خب می‌بینیم الآن حرف‌هایی که از حوزه به نام امام زده می‌شود هیچ نسبتی با امام ندارد. نسبت آنها با امام و فکر امام نسبت تعریف شده مشخصی نیست. در دانشگاه‌ها هم تأسیس پژوهشکده برای انتقال پیام و فکر امام کافی نیست.


عضو مجمع روحانیون مبارز در پاسخ به این پرسش که  احمد آقا می‌خواست افکار امام را از حالت اندیشه صرف به بحث و مباحث دانشگاهی مبدل کند با این هدف که زنده بودن اندیشه امام در دانشگاه به منزله زنده بودن امام در جامعه محسوب می‌شود گفت:‌قطعاً نظر حاج احمد آقا همین بوده است الآن هم به نظر من پژوهشکده باید یک ترم تحقیقاتی‌اش را بر این قرار بدهد که در دانشکده‌های مختلف موضوعات و سوژه‌هایی برای پایان‌نامه بدهند و حمایت کند. مثلاً کاری که دفتر نشر انجام می‌دهد از دانشجویان که راجع به این عناوین مرتبط با امام کار تحقیقی می‌کنند هم سرویس منابع در اختیار آنها قرار بدهند و هم حمایت کنند تا اینکه امام در دانشگاه‌ها از طریق خود دانشجویان و اساتید مورد اجتهاد عملی قرار بگیرند. البته برجستگان علمی و پژوهشی هم در پژوهشکده حضور دارند و دارند کار می‌کنند. بسط و گسترش امام در حوزه‌های مرتبط در دانشگاه‌ها و حوزه‌ها....


احمد آقا با همه ارتباط برقرار می‌کرد
وی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه  یکی از چیزهایی که بعضاً گفته می‌شود این است که وصل بودن به منبع قدرت باعث این شائبه می‌شود که حاج احمد آقا احتمالاً نسبت به گروه‌ها و افراد نگاه برابر نداشته باشند گفت: هیچکش را مطلق نمی‌دانم اینکه کسی لغزشی داشته باشد امری طبیعی است ولی برآیند کلی حرکت حاج احمدآقا برخورداری از نگاه برابری بین همگان بود. اتفاقاً نقطه قوت احمد آقا همین بود که گلایه برخی از دوستان خود احمد آقا هم از همین‌جا بود. احمد آقا به تعبیر ما طلبه‌ها اعمی بودن و با همه ارتباط برقرار کردن باعث می‌شد برخی از دوستان از خودش رنجش پیدا کرده باشند. اتفاقاً احمد آقا با همه ارتباط برقرار می‌کرد. یکی دیگر از ویژگی‌های احمد آقا این بود که احمد آقا از امام خرج نمی‌کرد یعنی خودش را مرید امام می‌دانست. هیچوقت به عنوان فرزند امام از نسبت سببی با امام بهره نبرد. از رانت پسر امام بودن استفاده نکرد. امام هم هیچوقت اجازه نمی‌داد. احمد آقا به عنوان یک عنصر فعال در عرصه مدیریت کشور که به دلیل امین امام بودن در خیلی جاها رابط بود. بالاخره یکی باید می‌بود که امین امام باشد و ارتباط با شورای انقلاب، با دولت، با مجلس، با قوه قضائیه برقرار کند. در سیاست خارجی مسائلی بود که حضرت امام باید گره‌گشایی می‌کرد. همه هم که نمی‌توانستند هر روز پیش امام بروند و مشکل را حل کنند. احمد آقا امانتدارانه و بدون ادعا این همه کار را انجام می‌داد. بعد از ارتحال امام هم از دغدغه‌های احمد آقا کم نشد.


""سال اول بعد از رحلت امام یک روز از مجلس شورای اسلامی به طرف منزل برمی‌گشتم. کنار دانشگاه تهران در خیابان دانشگاه دیدم یک پلاکاردی نوشته شده تحت عنوان بررسی و تبیین اندیشه فقهی حضرت امام. سخنران یک آقای روحانی بود که خدا رحمتش کند. با شناختی که از آن آقا داشتم می‌دانستم که آن آقا یکی از معترضین و منتقدین امام بوده و اصلاً زمانی که در عراق در شهرهای غیر از نجف هم ساکن بود، به عنوان یکی از عوامل اعتراض به امام شناخته می‌شد. من خیلی ناراحت شدم. در جلسه‌ای با مرحوم حاج احمدآقا بودیم که بر سر همین موضوع دعوای دستانه‌ای بین ما صورت گرفت. گفتم: حاج احمدآقا؛ از کی فلانی شده مفسر اندیشه امام؟! این آقا کسی است که تا آنجایی که من می‌دانم یک روز به امام ایمان نداشت و از کسانی بود که خیلی علیه امام حرف می‌زد. آنوقت جالب است که مؤسسه نشر آثار امام و دانشگاه تهران این سمینار را برگزار می‌کردند. حاج احمدآقا فرمود که خب بالاخره امام مخالفینی هم داشت. چه عیب دارد که مخالفین ایشان هم بیایند و حرف بزنند. گفتم اتفاقاً اگر ایشان به عنوان مخالف اندیشه امام می‌آمد حرف می‌زد، من خیلی خوشحال می‌شدم. ولی ایشان فقط سخنران است یعنی یکی موافق و یکی مخالف اگر می‌نشستند و بحث می‌کردند مشکلی نبود. آن روز هم ایشان عصبانی بود و هم من که البته عصبانیت در همین حد بود. یکی دو ماه بعد ما در پاویون حرم سر سفره با هم نشسته بودیم، ایشان گفت که فلانی، شما آن روز عصبانی بودید و من هم چیزی گفتم. من هم گفتم من و شما با هم دعوایی نداشتیم. شما با آن نگاه اعمی که دارید گفتید که هرکسی بیاید. من هم آن نگاه را قبول دارم ولی روش را قبول ندارم. وقتی این آقا بیاید به عنوان نظریه‌پرداز و مفسر دیدگاه امام مطرح شود بتدریج امام از منظر اینها معرفی می‌شود. احمدآقا دلش می‌خواست که همه بیایند و در صحنه باشند و در حوزه حریم امام کسی حذف نشود. اگر کسی چنین حرفی به احمد آقا بزند به احمد آقا جفا کرده است.""
در ادامه این گفتگو خبرنگار جماران پرسید : با تشکیل حزب هم موافق بود؟
موسوی لاری پاسخ داد : بله؛ برخوردهایش مهربانانه و توأم با محبت بود. وقتی به این جمع‌بندی رسیدیم که باید تشکیلاتی که بیان کننده نظرات امام در بین روحانیون باشد، بنا شد که با امام صحبت شود واحمد آقا رفت نظر امام را گرفت و بعد هم که نظر امام به ما منتقل شد که ما آن نامه را خدمت امام نوشتیم و ایشان تأیید فرمودند حاج احمدآقا در تشویق دوستان در عضویت در مجمع روحانیون بسیار مؤثر بودند.
این نشانگر اوج وفاداری و امانت‌داری احمدآقا بود


وزیر اسبق کشور در مورد اینکه آیا اینکه احاج احمد آقا  به صورت شفاف نظرات را مطرح می‌کرد جای هیچگونه شبهه‌ای باقی نمی‌گذاشت، صحیح است؟گفت : بله؛ احمد آقا رک بود و در قالب شوخی معمولآً حرف‌هایش را می‌زد. البته نوع حرف‌ها حرف‌های خیلی تیز و تندی نبود. به نظرم احمد آقا شفاف بودن موضع سیاسی‌اش یک طرف قضیه است. اما از نظر برخوردی و رفتاری انسانی نبود که حرف‌های تند و خیلی تو قالب مطرح کند.
موسوی لاری در پاسخ به این پرسش که  با توجه به مباحث اخیر در حوزه تصمیم‌گیری راجع به نشر آثار امام که مطرح شده غیر از مؤسسه نشر آثار امام مرکز دیگری نمی‌تواند نسبت به آثار امام تصمیم‌گیری کند، آیا این همان دغدغه‌ای نیست که همه دوستداران امام و حاج احمدآقا همه را از پذیرش آن برحذر می‌داشتند؟گفت:  دقیقاً همینگونه است، این همان نگرانی است که خود امام و مرحوم حاج احمدآقا داشتند. ما در مجلس سوم بعنوان قانون آن را به تصویب رساندیم. در پاسخ به آن دغدغه‌های امام و حاج احمد آقا این کار انجام شده است که برای همین زمان و آینده این کار انجام شد. به اعتقاد من در این چند ساله شاهد هستیم که خمینی زدایی شروع شده و آن کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند می‌خواهند حرف‌های خودشان را به نام امام مطرح و به جامعه القاء کنند. خطر بزرگی است که امام را وجه‌المصالحه مسائل سیاسی روز کنیم. اینگونه افراد می‌خواهند یک مرجعیت دیگری برای فعالیت‌های مرتبط با اندیشه حضرت امام درست کنند که حاج حسن‌آقا و بیت امام بر آن اشرافی نداشته باشند. که باید خیلی نگران این موضوع بود. آن چیزی که امروز دغدغه دوستان امام و علاقه‌مندان و شاگردان و مریدان امام است این است که از طریق امام، امام را تحریف کنند. یعنی با گزینشی برخورد کردن با پیام‌ها، رفتارها اظهار نظرهای امام و بهره‌برداری‌های مقطعی و مسائل زودگذر امام را در وجه‌المصالحه قرار دهند. شب رحلت امام در بیمارستانی که امام بستری بود تا صبح نشسته بودیم. اینکه می‌گویم احمد آقا امین امام بود این خاطره برای من یکی از درخشان‌ترین مسائل مربوط به حاج احمدآقا باقی مانده است که ایشان چقدر نسبت به میراث علمی و عملی امام حساس بودند ساعت 10:22 دقیقه که امام به دیار باقی شتافت و فضای حزن و غم بر هم مسلط بود یکی از بزرگان که امروز هم جزء چهره‌های شاخص انقلاب بوده و هست بعد از عزاداری گفت که تا مجلس خبرگان تشکیل بشود و ما بتوانیم کارهای مربوط به خبرگان را انجام بدهیم ما خوب است که فردا اطلاعیه‌ای بدهیم و مثل روال گذشته از مردم بخواهیم برای سلامت امام دعا کنند و خبر رحلت امام را به تأخیر بیاندازیم. البته این فکر در جهت بهبود وضع موجود بود و طبیعی هم بود که چنین پیشنهادی مطرح شود اما حاج احمد آقا فرمود که: بیت امام تاکنون به مردم دروغ نگفته و باز هم ما دروغ نمی‌گوئیم. حتماً ما باید خبر رحلت امام را همان فردا به مردم اطلاع بدهیم. این نشانگر اوج وفاداری و امانت‌داری احمدآقا بود که حتی پس از فوت امام هم ادامه داشت.