تبلیغات
وارث - حاج احمد آقا جسارت در تصمیم گیری داشت
محمد هاشمی

اشاره؛
حجت‌الاسلام و المسلمین حاج سید احمد خمینی در بیت رفیع فقاهت و مرجعیت شیعه دیده به جهان گشود. پدر والامقامش مرجع و رهبر مسلمانان جهان آیت‌الله العظمی امام خمینی و مادر مکرمه‌اش حاجیه خانم ثقفی است. سید احمد، پس از گذران تحصیلات دبیرستانی، به اقتضای شوق فطری و سیره خانوادگی به تحصیل علوم دینی روی آورد و نزد اساتید بنام حوزه علمیه قم چون حضرات آیات: حاج شیخ مرتضی حائری یزدی، حاج سید محمد باقر سلطانی طباطبایی و حاج سید موسی شبیری زنجانی تلمذ داشت. هنگامی که پدر و برادرش تبعید شدند، او وظیفه داشت تا مشعل مبارزه را در کانون قیام روشن نگه دارد. وقتی دید نمی‌تواند به مبارزه ادامه دهد، چون زیر نظر بود، مخفیانه به عراق رفت. پس از چند ماه به ایران بازگشت و هنگام مراجعت در مرز دستگیر و پس از مدتی آزاد شد و به قم مراجعت کرد. سال بعد یعنی سال 1345 دوباره برای اطلاع‌رسانی به پدر بزرگوارش از اوضاع ایران به عراق رفت و در همین سفر به کسوت روحانیون درآمد و پس از مدتی به ایران بازگشت؛ اما هنگام مراجعت برای دومین بار دستگیر شد و بعد از بازجویی، مدتی در زندان بود.


نقش احمد آقا در مبارزه؛حاج سید احمد در سال‌های تبعید حضرت امام وظیفه سنگین ارتباط بین مردم و امام را برقرار می‌کرد. اخبار داخل کشور را به حضرت امام و اطلاعیه‌ها و پیام‌های حضرت امام را به انقلابیون منتقل می‌کرد. ما که داخل کشور نبودیم، ولی می‌شنیدیم که هرگونه اطلاعیه و یا پیام که در خارج از کشور به مناسبت‌های خاصی از حضرت امام صادر می‌شد، در تکثیر و توزیع بین نیروهای انقلابی، نقش تعیین کننده داشت. می‌گویند در آن زمان خانه محقری را در یکی از محله‌های دور افتاده قم تهیه کرده بودند و با امکانات بسیار کم به تکثیر و توزیع بیانیه‌های امام اقدام می‌نمودند. طبیعتاً در آن شرایط با توجه به حساسیت ساواک و شاه این کار بسیار خطرناک بود ولی در عین حال بدون هیچگونه ترس و واهمه‌ای، شخص ایشان مسئولیت این وظیفه را به دوش داشتند. وظیفه مهم دیگر ایشان در سال‌های تبعید حضرت امام، در صیانت از دفتر حضرت امام بود که به امور رسیدگی می‌کردند. حاج سید احمد پس از رحلت برادر بزرگوارش مرحوم آیت‌الله حاج آقا مصطفی خمینی که رابط بین امام و سایر مراکز مبارزاتی بود، لحظه‌ای از رهبر جدا نشد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان رئیس دفتر امام بخشی از مسئولیت‌های خطیر ایشان را بر عهده گرفت و در خلال این مدت از ایفای وظایف محوله به خوبی برآمد و کوچکترین نقطه ضعفی از او دیده نشد. حضرت امام خمینی(ره)پس از پیروزی انقلاب و تشکیل دولت و دیگر نهادها نقش پدرانه برای همه گروه‌ها داشتند و گروه‌ها با سلیقه‌های مختلف خود را از انقلاب جدا نمی‌دانستند. در تنظیم این رابطه حاج سید احمد نقش بسزایی داشتند.
پس از ارتحال حضرت امام (ره) به عضویت مجلس خبرگان رهبری و نمایندگی مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی کشور برگزیده شد و تولیت «مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی» را برعهده گرفت و بسیاری از کتاب‌ها و نوشتارهای امام را به زیبایی منتشر نمود و همزمان به تحصیل فلسفه اسلامی پرداخت. از دوستان شنیدم که بعد از رحلت حضرت امام (ره) مقام معظم رهبری و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، همواره به مرحوم حاج احمد آقا اصرار داشتند که ایشان به مجلس شورای اسلامی بروند و ریاست مجلس شورای اسلامی را به عهده بگیرند، ولی ایشان به هیچ عنوان قبول نکردند. در حالی که شایستگی‌های فراوانی برای احراز پست‌های مختلف داشت.
اعتماد امام راحل به احمد آقا؛حضرت امام (ره) به مرحوم حاج سید احمد آقا اعتماد کامل داشتند و این مسئله برای همه روشن و بدیهی بود. حضرت امام (ره) رهبر یک انقلاب جهانی بود و در عین حال بنیانگذار جمهوری اسلامی و همه ما نقش هدایتگر امام امت را در امور دیده‌ایم و شنیده‌ایم. حقیقت آن است که هدایت امور در این وسعت جز با داشتن دفتری فعال و دارای ظرفیت سیاسی و اطلاعاتی قوی امکان‌پذیر نبود و همه می‌دانیم که دفتر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بسیار مختصر و کوچک بود. به نظر من مرحوم سید احمد آقا این دفتر کوچک را با هوشیاری سیاسی و پیچیدگی و امانت برای هدایت انقلاب بسیار کارآمد کرده بود. همه می‌دانیم دفاتری در این سطح می‌توانند شرایط تصمیم‌گیری‌ها را آسان یا سخت گردانند و مرحوم حاج احمد آقا در تسهیل شرایط تصمیم‌گیری و هدایت امور برای حضرت امام (ره) نقش تعیین کننده داشتند.
جایگاه احمدآقا در جلسات مهم؛بر اساس اسناد موجود مخصوصاً خاطرات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، ایشان همیشه در جلسات سران قوا شرکت داشتند. جایگاه ایشان در آن جلسات بسیار مهم بود. در مورد جلسه رؤسای قوا، ایشان از اعضای بسیار فعال و مؤثر جلسه بودند. هم نظرات رهبر بزرگ انقلاب را به جلسه منتقل می‌کردند و هم نتایج جلسه را به ایشان انتقال می‌دادند و هم به صورت یک فرد صاحب‌نظر و با استقلال رأی در بحث‌هایی که در ارتباط با مسائل مهم مملکتی پیش می‌آمد، شرکت می‌کردند.
علاقه امام به حاج احمد آقا ؛علاقه حضرت امام (ره) به مرحوم حاج سید احمد آقا آمیزه‌ای از علاقه یک پدر به یک فرزند و یک رهبر به یک مشاور امین و فداکار بود.این دو جنبه را نمی‌توانیم از هم جدا کنیم. حضرت امام (ره) بارها نشان داده بودند که مصالح اسلام برای ایشان اصل بود. حضور مداوم و موفق حاج سید احمد آقا تا آخر عمر مبارک امام (ره) با ایشان و نقش تعیین کننده ایشان در نهاد رهبری نشانگر آن است که ایشان به خوبی از عهده وظایف سنگینی که بر دوششان بود، برآمده بودند. مرحوم حاج احمد آقا فردی پر جسارت، متدین، آگاه به مسائل سیاسی بود و احترام به سنت‌های اسلامی و سنت‌های خوب ملی را با نوگرایی با هم جمع کرده بود و از طرف دیگر فردی بی‌تکلف و طرفدار مردم بود. از روحیه بسیار لطیف و عاطفی برخوردار بودند. لطافت و عاطفه ایشان واقعاً مثال زدنی است.
نقش تأثیرگذار احمد آقا در بیت و دفتر حضرت امام؛دفتر حضرت امام به نوعی مصداق آن خطاب حضرت علی(ع) به انسان می‌باشد که می‌فرماید: «اتزعم انک جرم الصغیر و فیک انطوی العالم الاکبر»، چون ما با همه سادگی، محل اتخاذ سرنوشت‌سازترین تصمیمات برای انقلاب اسلامی، ایران عزیز، حاکمیت مکتب تشیع و حتی جهان اسلام بوده است.مطمئناً اداره چنین دفتری، اراده‌ای توأم با عشق، علاقه، مدیریت، تدبر، پشتکار و توجه همه جانبه به همه جوانب نیاز دارد تا کمترین خللی در نظام اسلامی ایجاد نشود. در برنامه‌ها و دیدارها می‌دیدیم که چگونه برای به روز بودن اطلاعات و اخبار ارسالی به حضرت امام تلاش می‌کردند.
من به خاطر مسئولیتم در صدا و سیما و به صورت حضوری و تلفنی با ایشان در ارتباط بودم و در خیلی از گفتگوها نظر حضرت امام را در خصوص برنامه‌های صدا و سیما می‌پرسیدم که در پاسخ‌های ایشان نکاتی را می‌دیدم و می‌شنیدم که خیلی برایم جالب بود.
مخصوصاً می‌دیدم که امانت‌داری و پرهیز جدی از انتساب بعضی از جملات به امام را خیلی شدید رعایت می‌کنند. مثلاً گاهی که نظر امام را در خصوص موضوعی از ایشان می‌پرسیدم، وقتی می‌خواست منتقل کند، از روی یادداشت می‌خواند و پس از آن با جمله «ولی به نظر من» برداشت خویش را هم می‌گفت.
ضرورت تاریخی حفظ و نشر آثار حضرت امام (ره) از دیدگاه حاج احمد آقا؛تجربه گرانسنگ اسلام در جمع‌آوری آثار مربوط به بزرگان دین در کنار تأسف همیشگی به خاطر غفلت بعضی از خلفا و حاکمان اسلامی در توجه به حدیث نبوی «قیدالعلم بالکتابه» و عدم جمع‌آوری بسیاری از اسناد و مدارک اسلامی، ضرورت تدوین آثار انسان‌های تاریخ‌ساز را در حوزه‌های علمی و فرهنگی اجتناب‌ناپذیر کرد و یکی از این انسان‌ها، امام خمینی می‌باشد که با پایه‌ریزی انقلاب اسلامی طرحی نو در جهان سیاست و تلفیق آن با دیانت ریخته‌اند. آنچه که از امام خمینی(ره) به اشکال مختلف گفتاری، نوشتاری و رفتاری بر جای مانده، در همه اعصار برای اسلام و جامعه اسلامی قابل استفاده و برای مسلمانان در مقام هادی و راهنماست، از دیگر سو امام سوای شخصیت سیاسی، یک انسان جامع‌الاطراف در مباحث حوزوی، فرهنگی، فلسفی، عرفانی، ادبیات و... است و مجموعه آثار ایشان در موضوعات تخصصی نیز یکی از مراجع مهم برای تحقیق و پژوهش است.
نکته بسیار مهم آثار حضرت امام، بعد تاریخی و تاریخ سازی آن است. چه بسا دشمنان با تحریف سخنان ایشان، در راه رسیدن به مقاصد شوم خویش تلاش می‌نمایند. چندی پیش که صحیفه امام را می‌خواندم، جمله‌ای دیدم که خیلی برایم جالب بود. ایشان پس از خنثی شدن توطئه‌ای علیه حاج احمد آقا به ایشان فرموده بودند: احتمال می‌دهم که پس از من، دشمنان انقلاب، انتقام کینه‌ای را که از من دارند، از بعضی از نزدیکان من بگیرند و بعید نیست با پوشش دفاع از من به مخالفت با دوستان و نزدیکانم بپردازند.
همین جمله امام اهمیت ثبت و ضبط همه آثار حضرت امام را دوچندان می‌کند. چون در خلأ، هر کسی سعی می‌کند فضای خالی را بر اساس خواسته‌های خویش پر نماید. و این همان است که اگر دوستان، نزدیکان و دوستداران امام نسبت به تدوین آثار ایشان اقدام نکنند، دشمنان با همه امکانات خویش در کمین‌اند که آن آثار را نیز مصادره و مطلوب نمایند.
خدمت بزرگ حاج احمد آقا در خصوص جمع‌آوری و نشر آثار مکتوب و غیر مکتوب حضرت امام؛ در تاریخ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) آماده است که به منظور جمع‌آوری، طبقه بندی، نگهداری، تنظیم، ترجمه و نشر آثار امام خمینی(ره) و به موجب حکم مورخ 17 شهریور 1367، از سوی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران تأسیس گردید. در واقع حجت الاسلام حاج احمد آقا خمینی با آینده‌نگری و برای جلوگیری از تحریف آثار امام می‌خواست مرکزی تأسیس کند تا آثار امام در آن گردآوری، تدوین و منتشر شود.
برای مشخص شدن خدمات ارزنده حاج احمد آقا کافیست به اهداف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی توجه کنید:
1- جمع‌آوری کلیه اسناد و آثار امام و تمامی آثار پیرامون شخصیت، مبارزات، زندگینامه و اندیشه امام.
2- نگهداری و محافظت از اسناد و آثار یاد شده به مناسب‌ترین شیوه.
3- بررسی و تحقیق و پژوهش آثار به منظور تقویت تاریخ انقلاب اسلامی و زندگی امام و ترجمه آثار جهت نشر.
4- انتشار آثار به زبان‌های مختلف در داخل و خارج از کشور.
5- نظارت مستمر بر آنچه توسط هنرمندان پیرامون امام تولید شده است.
6- تنظیم و نشر آثار فرزندان امام.
اصلی‌ترین وظیفه مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام چاپ عکس، تاریخ و زندگینامه امام از فعالیت‌های عمده مؤسسه است. من شنیده‌ام که تاکنون نزدیک به پنجاه عنوان از آثار مستقیم امام و یا آثاری که امام حاشیه‌ای بر آن نوشته منتشر شده است و اثر دیگری از ایشان نیست که منتشر نشده باشد. به دلیل شخصیت جهانی امام باید برای ترجمه آثارش اقدام کرد که گویا بین دو تا بیست و پنج اثر به زبان‌های عربی، انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، اسپانیایی، آلمانی، چینی، ژاپنی، استامبولی، ترکی آذری، اردو، آذری، کردی، سواحیلی، فیلیپینی، گرجی، قرقیزی، هوسایی و لهستانی ترجمه شده است. ترجمه زندگینامه و وصیت نامه امام خیلی اهمیت دارد که ظاهراً به آن توجه شده است. آخیراً آخرین درس‌های فقهی امام در نجف را در قالب سی دی عرضه کرده که کاری در خور تحسین است.
فعالیت‌های مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام تنها به نشر آثار شخص امام خلاصه نمی‌شود. شنیدم که جدا از آثار امام، مؤسسه اقدام به چاپ تبیان‌ها و منشورات کرده است. تبیان‌ها با 54 موضوع، بحث‌های موضوعی و مدخلی امام شامل مباحثی چون تبیان زن، تبیان جوانان، فلسطین، روحانیت و... است.
می‌گویند منشورات نیز تحقیق و مصاحبه پیرامون موضوعی خاص است که مثلاً در منشور «تبریز در انقلاب اسلامی» با عده‌ای از مبارزان و انقلابیون و مردم تبریز گفتگو و تحقیق کرده و این اثر را نگاشته‌اند.
به هر حال مجموعه کارهایی که در ارتباط با امام توسط حاج احمد آقا و بعد از رحلت ایشان توسط حاج حسن آقای خمینی انجام می‌شود، سرمایه‌ای بسیار غنی و مؤثر در اختیار تاریخ قرار می‌دهد. دوراندیشی حاج احمد آقا در جهت جلوگیری از تحریف آثار امام، اگر چه این موضوع نیاز به بحث تحلیلی دارد، اما من برای نشان دادن ذکاوت حاج احمد آقا برای جلوگیری از تحریف تاریخ، به نامه ایشان به امام و پاسخ امام به صورت مصداقی اشاره می‌کنم تا معلوم شود یادگار امام و خود امام دغدغه تحریف داشتند که با تأسیس مؤسسه در صدد رفع آن بودند. حاج احمد آقا در نامه‌ای کوتاه به امام می‌نویسند: «از آنجا که همیشه واسطه بین حضرت عالی و مسئولین و غیر مسئولین در امور سیاسی اینجانب می‌باشد، و از آنجا که هرگاهی دستورات حضرت عالی با خطوط فکری برخی از دست‌اندرکاران و یا گروه‌ها و یا افراد عادی برخورد جدی دارد، تحلیل‌ها و تفسیرها شروع می‌گردد. و بعضی‌ها اینگونه تشکیک می‌کنند که مثلاً خبر واحد است و یا معلوم نیست و از این قبیل. آیا چه قبل و چه بعد از انقلاب حتی کلمه‌ای بر آنچه فرموده بودید اضافه و کم کرده‌ام و یا نعوذبالله مطلبی را به حضرتعالی به دروغ نسبت داده‌ام؟ و یا خدایی ناخواسته عمدی بر خلاف رضای حضرتعالی کاری انجام داده‌ام؟» (ارادتمند: احمد خمینی). پاسخی هم که امام می‌دهند، می‌تواند مانع از تحریف تاریخ شود:
«احتمال قوی می‌دهم که پس از من برای انتقامجویی از من به بعضی نزدیکان و دوستانم تهمتها که من آنها را ناروا می‌دانم، بزنند و به آتشی که باید مرا بسوزانند، آنان را بسوزانند و احیاناً به صورت دفاع از من انتقام من را از آنها بگیرند و اکنون در حیات من گفتگوها و زمزمه‌هایی به گوش می‌خورد که احتمال فوق را قوی می‌کند؛ لهذا من احساس وظیفه شرعیه نمودم برای رفع ظلم و تهمت، نظر خود را نزد ملت عزیز اظهار کنم که از قبل من در این خصوص تقصیری نباشد. یکی از آنان که بیش از همه احتمال انتقامجویی از من درباره او می‌رود احمد خمینی فرزند اینجانب است. اینجانب در پیشگاه مقدس حق شهادت می‌دهم که از اول انقلاب تاکنون و از پیش از انقلاب در زمانی که وارد این نحو مسائل سیاسی شده است، از او رفتار یا گفتاری که بر خلاف مسیر انقلاب اسلامی ایران باشد ندیده‌ام و در تمام مراحل از انقلاب پشتیبانی نموده و در مرحله پیروزی شکوهمند انقلاب معین و کمک‌کار من بوده و است و کاری که بر خلاف نظر من است انجام نمی‌دهد ودر امور مربوطه چه در اعلامیه‌ها یا ارشادها بدون مراجعه به من تصرف و دخالتی نمی‌کند حتی در الفاظ اعلامیه‌ها بدون مراجعه دخالت نمی‌کند و اگر در امری نظری دارد تذکر می‌دهد که تذکراتش نیز صادقانه و برخلاف مسیر انقلاب و مصلحت نیست و من اگر تذکراتش را نپذیرفتم تخلف از قول من نمی‌کند و من نیز اگر حرفش را صحیح دیدم قبول می‌کنم و امیدوارم حرف صحیح را از همه کس قبول کنم.»
«اما در جهت مالی، که بعضی مخالفان انقلاب گاهی نسبت‌هایی به او می‌دهند باید بگویم که ایشان در امور مالی من دخالت ندارند و ضبط و حفظ بیت‌المال در اختیار بعضی آقایان مورد وثوق می‌باشد و اگر برای اشخاصی وجوهی بخواهد، پیشنهاد می‌کند و من بدون واسطه یا به واسطه آن به آقایان وجه را می‌رسانم و من اعلام می‌کنم که احمد در هیچ بانک داخلی و خارجی و هیچ مؤسسه‌ای وجهی و سهمی ندارد و در هیچ جا در خارج و داخل زمین مزروعی و غیر آن و ساختمان و امثال ذلک ندارد و اگر بعد از من دارای یکی از این امور بود، در داخل یا خارج دولت وقت با اجازه فقیه وقت مصادره نمایند و او را تحت تعقیب درآورند و امید است که دولتمردان جمهوری اسلامی همیشه ضوابط را ملاحظه و از روابط احتراز نمایند. از اموری که تذکرش خوب بلکه لازم است آن است که یکی از تهمت‌ها که به او زدند این بود که موزه عباسی را ربوده و به پاریس برده و چندی علی‌المحکی مخالفان وقت خود را صرف آن نمودند پس از آن معلوم شد خلاف آن. یا او در اطراف شمال زمین‌هایی خریده است و امثال آن که برای مخالفت با من از او انتقامجویی می‌کردند».
«و در امور سیاسی مدتی تهمت‌ها زده شد که احمد طرفدار منافقین است و من در طول مدت انقلاب مخالفت‌هایی از او می‌دیدم که دیگران بر آن شدت و قاطعیت نبودند و در این آخر که قضیه زندان اوین پیش آمد و شکایاتی از آقای لاجوردی می‌شد، ومخالفت هایی می شد از احمد کسی را ندیدم که بیشتر از آقای لاجوردی طرفداری کند و دفاع نماید و وجود او را برای زندان اوین لازم و برکناری او را تقریبآً فاجعه می‌دانست. یا مسئله طرفداری از بنی‌صدر؛ او مادامی که من از بنی‌صدر بواسطه بعضی مصالح جانبداری می‌کردم او هم گاهی طرفداری می‌کرد و آنگاه که من پرده را بالا زده و او را برکنار کردم حتی یک مرتبه از او طرفداری نکرد و مخالفت شدید می‌کرد یا مسئله خط سوم که مدتی نقل مجالس مخالفان بود و تهمت‌هایی ناروا می‌زدند و من او را امر به سکوت کردم و او هیچگاه از خط انقلاب و اسلام خارج نبود و بالاخره اگر بواسطه انتقامجویی از من پس از من گروه‌هایی به مخالفت او برخاستند من دین خود را به او به عنوان یک مسلمان و یک رحم ادا کردم و خداوند تبارک و تعالی حاضر و ناظر است و من امیدوارم که احمد به خدای تبارک و تعالی اتکال نماید و از غیر او هیچ‌کس نهراسد و در خدمت به خالق و خلق بواسطه تهمت‌ها و مخالفت‌ها به خود تزلزل و تهدید راه ندهد و در خدمت‌ها از خداوند متعال چشمداشت داشته باشد و برای به دست آوردن هیچ مقامی قدم برندارد و چون او را شخص مفید برای انقلاب می‌دانم امیدوارم در کنار وفاداران به انقلاب و متعهدان در راه اسلام و هدف به خدمت هرچه بیشتر قیام کند با برادران انقلابی و ایمانی در خط انقلاب و اسلام کوشش کند و از هیچ خدمتی مضایقه ننماید و پاداش از هیچ مخلوقی نخواهد و خدمت را در راه کشور اسلامی و اهداف الهی خالصانه و برای رضای خالق جل و اعلا ادامه دهد. و به مستمندان و مستضعفان که حقتعالی سفارش آنان را فرموده بیش از دیگران خدمت کند و دیگران را به خدمتگزاری دعوت کند. و هرچه مشکل در راه خدمت به هدف که اسلام عزیز است پیش آید و هرچه کارشکنی شود از کوشش برای خدا دست برندارد و برای هر خدمتی که او را دعوت کردند و تشخیص داد مفید است اجابت کند. رضای خدا را با خدمت به خلق جلب نماید.»
«اما در موضوع روحانیت که گاهی احمد مورد تهمت واقع می‌شود من او را موافق جدی با روحانیت می‌دانم. اساس روحانیت چیزی نیست که یک نفر مسلم با آن مخالف باشد و اما موافقت بی‌قید و شرط که هر کسی با هر عملی و اخلاق و ایده مورد تأیید او باشد و لباس روحانیت به قامت هرکسی اگرچه بر خلاف مشی اسلامی و انسانی رفتار کند سزاوار و موجب لزوم غمض عین باشد از او و هیچ روحانی متعهد و مسلمان و معتقد به ارزش‌های اسلامی متوقع نیست و نباید باشد. اینجانب کراراً گفته‌ام که روحانی‌نمای غیر مذهبی و در غیر خط اسلام از ساواکی برای اسلام و جمهوری اسلامی خطرناک‌تر است و در هر صورت احمد در این باره از خط اسلام و خط روحانیت متعهد پیروی می‌کند. و امید است که انشاءالله تعالی در این خط مستقیم که صراط‌الله است پایدار باشد. از خداوند متعال دوام جمهوری اسلامی و عزت و عظمت مسلمانان جهان بویژه ملت شریف ایران و تعهد و پایداری متصدیان امور و قدرت و شوکت رزمندگان سلحشور و حضور ملت ایران را در صحنه خواستارم. یکشنبه 23 آبان 1361، 27 محرم الحرام».
... و نکته آخر؛
به هر حال سالگرد رحلت این مرد خدا را خدمت بیت مکرم حضرت امام (ره)، خواهران ایشان، همسر مکرمه و فرزندان صالح، عالم و اندیشمند ایشان تسلیت می‌گویم و امیدواریم با سعه صدری که در طول تاریخ از این خاندان دیدیم، نسبت به مسائل جاری کشور هم مانند همیشه با درایت عمل کنند و نگذارند آن بیت شریف به بهانه‌های مختلف اعتبار تأثیرگذار خویش را از دست بدهد. می‌دانند و می‌دانیم دشمنان اسلام و انقلاب چگونه این مؤثرترین کانون جوشان انقلاب و اسلام ناب محمدی(ص) را هدف کینه‌توزانه خود قرار داده‌اند و از هر فرصتی برای آسیب رساندن به این کانون بی‌بدیل انقلاب و اسلام تلاش می‌نمایند. یقیناً مکر آنان به خودشان بازخواهد گشت و خداوند حافظ و نگهدار این کانون که همانند خاری در چشم و تیری در گلوی بدخواهان و دیوسیرتان است خواهد بود.
مدعی خو است که ز بیخ کند ریشه ما                 غافل از آنکه خدا هست در اندیشه ما