تبلیغات
وارث - حاج احمد آقا کمک بزرگی به نشر صحیح اندیشه امام کرد
برای شخصی مثل حضرت امام که نوشتار و گفتار ایشان می‌تواند رهنمود برای تاریخ انقلاب و کشور و دنیا باشد تنظیم و نشر آن آثار خیلی مهم است خیلی ارزشمند است. حاج احمدآقا در زمان حیات حضرت امام برای جلوگیری از هرگونه سوء برداشت‌ها و سوء استفاده‌ها آثار حضرت امام را گردآوری کردند که کمک بزرگی به نشر صحیح اندیشه امام شده و در مجموع این کار با دوراندیشی و درایت خاصی انجام گرفت که لازم بود.

در پانزدهمین سالروز ارتحال حاج سید احمد آقا خمینی در گفتگو با آیت الله امامی کاشانی عضو اسبق شورای نگهبان گفتگویی انجام داده ایم که با هم می خوانیم:


شما با حاج احمد آقا از چه مقطعی آشنا شدید ؟
با مرحوم حاج احمدآقا از آن زمان که ایشان به مدرسه فیضیه می‌آمدند و خیلی جوان بودند، آشنا شدم. در سال 1328 که بنده وارد حوزه علمیه قم شدم و چهارده سال داشتم آن زمان صمیمیت ما بیشتر با حاج آقا مصطفی بود که بحث و درس را با هم مرور می‌کردیم. ایشان درس امام می‌رفتند و ما با هم بحث‌های زیادی داشتیم. مرحوم حاج احمدآقا گاهی به مدرسه فیضیه می‌آمدند هرچند که سن ایشان کمتر از ما بود ولی خیلی گرم و مهربان و زرنگ بودند. دارای هوش و استعداد بالایی بودند. بعدها یعنی از سال 1342 که مسئله تبعید حضرت امام پیش آمد و قبل از آن مرحوم حاج احمدآقا در خدمت امام بود چه در قم و چه در تبعید به ترکیه و نجف. اما ارتباط مستقیم ما با حاج احمدآقا بعد از پیروزی انقلاب بود. بارها و بارها با هم در زمینه‌های مختلف صحبت و گفتگو داشتیم. خدمت ایشان به حضرت امام (ره) را من نمی‌توانم به خوبی ارزیابی کنم، اما همان زمان‌ها این را خوب می‌فهمیدم که اصلاً حاج احمدآقا مایه اطمینان و آرامش حضرت امام است که اگر او نبود معلوم نبود که حضرت امام روی آرامش را ببینند. برای این مسئله بنده خیلی قیمت قائلم که شخصیتی مثل امام (رحمت‌الله علیه) نقطه اتکایشان حاج احمدآقا بود. از جهت روان و اطمینان این مسئله برای امام خیلی ارزشمند بود. نکته مهم در رابطه با مدیریت حاج احمدآقا است نسبت به تشکیلات امام و خدماتی که ایشان به جامعه و امت اسلام داشت. من فکر می‌کنم با ذکر چند خاطره بهتر بتوانم این بخش از خدمات حاج احمدآقا را بازگو کنم. درواقع بهتر است از اینکه تعبیرهای کلی را ارائه بدهم. مرحوم حاج احمدآقا از نظر استعداد و فهم فوق‌العاده بود یعنی در مدیریت تشکیلات امام خمینی قوی و مصمم و با اراده عمل می‌کرد. گاهی با هم صحبت می‌کردیم و بعضی دیدارها و ملاقات‌ها انجام می‌شد متوجه اراده قوی ایشان می‌شدم. مثلاً یکی از این دیدارها مسائل مربوط به شورای نگهبان بود. مخصوصاً نسبت به مسئله انتخابات. چون بنده از طریق شورای نگهبان در دوره‌های متعدد مسئولیت نظارت بر انتخابات را داشتم، ایشان می‌آمدند و با بنده صحبت می‌کردند و می‌فرمودند که می‌خواهم تمام اطلاعات را جمع‌آوری کنم و به حضرت امام ارائه بدهم. برای اینکه وقتی حضرت امام بعضی اوقات که صحبت می‌کنند توجه به این اطلاعات داشته باشند و نسبت به بیان احتمالی آنها اقدام کنند. بنده هم کم و کیف امور را برای ایشان شرح می‌دادم. یک روز یک مصاحبه‌ای در روزنامه علیه من انجام شد که مربوط به همان قضایای انتخابات بود. شورای نگهبان هم برخی صندوق‌ها را باطل کرد. نه تهران بلکه شهرهای دیگر. یکی از افراد آن زمان که مسئولیت هم داشت علیه من در روزنامه‌ها مصاحبه‌ای کرد آقایان در شورای نگهبان گفتند که فلانی با مصاحبه‌ای که کرده آبروی آقای امامی را برده است. بعد گفتند که چکار کنیم؟! نهایتاً نظر شورای نگهبان بر این شد که نامه‌ای را برای حضرت امام تنظیم کنند و دوازده نفر از شورای نگهبان هم آن را امضاء کنند. به حضرت امام نامه نوشتند که چنین چیزی گفته شده و سپس روزنامه را ضمیمه نامه کردیم و بدون اینکه تماسی با حاج احمدآقا بگیریم و وقت قبلی بگیریم (یعنی نظر شورا بر این مسئله بود؛ از بس که در شورای نگهبان تلاطم و اضطراب بود که چه حرف بدی بر علیه بنده زده شده است، آخر آبرو در آن زمان قیمت بالایی داشت، وضع دیگری داشت) نامه را برداشتم و مستقیم به جماران رفتم. وقتی درب منزل حضرت امام رسیدم صدای مؤذن بلند شد و اذان ظهر را می‌خواند. می‌دانستم که هیچ‌وقت در این زمان حضرت امام را نمی‌شد ملاقات کرد. وقتی وارد شدم شاید دو دقیقه ننشستم که دیدم حاج احمدآقا وارد شد. پیدا بود که به ایشان اطلاع دادند. ایشان آمدند و فرمودند چی شده آقای امامی؟ گفتم این نامه است و آوردم به حضرت امام تحویل بدهم. فرمودند اجازه می‌دهید من بخوانم؟ گفتم بفرمایید. ایشان خواندند و رفتند به اندرون و برگشتند. گفتند حضرت امام مشغول نمازخواندن هستند. نمازشان که تمام شد شما بفرمایید داخل. چند دقیقه نشستم و پس از اتمام نماز حضرت امام، نامه را خدمت ایشان برده و تقدیم ایشان کردم. آقای حاج احمدآقا گفتند که من نامه را بخوانم یا شما برای حضرت امام می‌خوانید؟ من عرض کردم، شما بخوانید. ایشان شروع کرد به خواندن نامه برای حضرت امام و من هم سکوت کردم. پس از پایان قرائت نامه، حضرت امام فرمودند که من چند کلمه‌ای همین الان می‌نویسم و می‌دهم به «احمد» که بدهند شب بخوانند. بنده بلند شدم دست حضرت امام را بوسیدم و آمدم بیرون. یک پیامی حضرت امام برای شورای نگهبان داده‌اند که در تمام طول عمر مبارک ایشان برای شورای نگهبان پیامی به این کیفیت ندادند. الآن هم شورای نگهبان آن را قاب کرده و در محل شورا نصب کرده است که آغاز آن این جمله بود که هنوز زمانی از انقلاب نگذشته که فقهای ناظر به قانون را ... . خیلی پیام عجیبی بود.
 چه سالی بود؟
 فکر می‌کنم سال 1363 یا 1364 بود. خیلی پیام جالبی بود. آقای حاج احمدآقا برای من تعریف می‌کرد که همین که به من گفتند که آقای امامی کاشانی آمد، فهمیدم که درشورای نگهبان یک خبری شده است. این انسان‌ها خیلی می‌ارزند. در تشکیلات دفتر امام واقعاً ارزشمند هستند. آن روز من به شورا آمدم. بنده که در جریان امور بودم می‌فهمیدم که آقای حاج احمدآقا چقدر قیمت دارد. من نمی‌توانستم این مطلب را به حضرت امام بدون آقای حاج احمدآقا برسانم. اگر مثلاً نظر بر این بود که نمی‌خواست این حرف به حضرت امام برسد به من می‌گفت که مثلاً امام اکنون نمی‌تواند شما را بپذیرد. اگر برای من و یا شورای نگهبان آن اهمیت را قائل نبودند یا برای آنچه که در روزنامه نوشته شده که البته غرض شخصی بود، که من نمی‌توانستم حرف شورا را به امام برسانم. احمدآقا برای اینها اهمیت قائل بود. خیلی اهمیت می‌داد که تنش ایجاد نگردد. بعد آمدم به شورای نگهبان چیزی به اعضای شورا گفتم و آنها هم تقریباً مطلب را تأیید کردند. گفتم نامه را که دادم آقای حاج احمدآقا آمدند گفتند که اجازه می‌دهید من بخوانم و بعد به حضرت امام تقدیم کنیم؟ من گفتم که حاج احمدآقا این احتمال را می‌داد که شورای نگهبان استعفا کرده باشد. چون این احتمال را می‌داد می‌خواست بخواند که اگر موضوع این است یک چاره‌ای بیاندیشد و بیاید با شورا صحبت کند که چنین چیزی اصلاً به حضرت امام منتقل نشود. دوستان هم تأیید کردند که همین چیزی را که تو تشخیص دادی همین درست است. من اینگونه استنباط کردم که حاج احمدآقا می‌خواست ببیند که چیزی نباشد که موجب ناراحتی حضرت امام شود. چون امام از استعفا خیلی ناراحت می‌شد. و ناراحت می‌شد که یک مسئولی برای موردی قهر کند. خیلی موافق استعفا نبودند. البته آن پیام همان شب از تلویزیون خوانده شد و خیلی تأثیرگذار بود. خدماتی که احمدآقا به امام و به کشور کرد بسیار فراوان است. گاهی چیزهایی یادم می‌آید که بسیار تأثیرگذار و مهم بودند. یک وقتی از فلسطین آقای یاسر عرفات از امام وقت گرفت و خواست خدمت امام برسد. آقای حاج احمدآقا برای بنده تعریف می‌کرد: که یاسر عرفات که آمد من حرف‌هایی که از او شنیدم، فهمیدم آمده دیدار امام ولی تهدید و سازش در حرف‌های او وجود دارد. گفت: رفتم خدمت امام و به ایشان گفتم. که بعد امام آن صحبت‌ها را فرمودند که در صحیفه امام هم وجود دارد.
 ظاهراً حضرت امام برای بار دوم ایشان را به حضور نپذیرفتند درست است؟
 بله؛ نپذیرفتند چون احساس شد که بوی سازش می‌دهد و در کلامش تهدید وجود دارد. یعنی آمده بودند تا بیرونی منزل امام؛ اما امام ایشان را نپذیرفتند.
 حاج احمدآقا مطلب یا موضوع آن دیدار را به عرض امام می‌رساندند و در واقع کسب اجازه می‌کردند وقتی دیدند یاسر عرفات با این انگیزه می‌خواهند با امام ملاقات کنند واقعیت را به حضرت امام گفتند.
 ایشان در جلسات شورای نگهبان هم شرکت می‌کردند؟
 بله؛ مکرر هم شرکت می‌کرد. ما خدمت ایشان می‌رفتیم، ایشان تشریف می‌آوردند.
 حتماً نظرات سازنده هم داشتند، درست است؟
 بله از طرف حضرت امام پیام می‌آورد. من الآن هم بعضی پیام‌هایی را که حاج احمدآقا می‌آوردند را به دوستان شورای نگهبان تذکر می‌دهم. مثلاً ما یکبار در شورای نگهبان بحث می‌کردیم البته الآن من در شورای نگهبان نیستم. بنده از سال 1368 یعنی زمانی که آنفکتوس کردم استعفا دادم؛ ولی گاهی که صحبت می‌شود استناد می‌کنم به صحبت‌ها و پیام‌هایی که حاج احمدآقا از امام برای شورا می‌آوردند. اخیراً در خدمت مقام معظم بودیم که اعضای شورای نگهبان هم حضور داشتند؛ صحبت شد راجع به بعضی کنوانسیون‌هایی که مجلس تصویب می‌کند و آن رابطه‌ای که ایران با کشورهای مختلف دارد از جمله روابط قضایی است. که باید تعامل بین کشورها وجود داشته باشد. مثلاً اگر چیزی باشد که در کشور مبدأ پیش آمده باشد و دستگاه قضایی کشور مقصد، نظر داده باشد به آن موضوع، قوه قضائیه آن کشور باید ترتیب اثر بدهد. اگر دستگاه قضایی ما هم باشد آنها ترتیب اثر بدهند. خب بحث شد که قاضی باید عادل باشد و غیره. خب قاضی آن کشور آشنایی با اسلام ممکن است نداشته باشد، ما نمی‌توانیم آن را تأیید کنیم. ما این را در آن زمان به حضرت امام اطلاع داده بودیم. آقای حاج احمدآقا گفتند که امام فرمودند که وقتی ما رابطه با دنیا داریم بد نیست چنین کاری انجام شود. شورای نگهبان هم بر همین اساس رأی داد، تأیید کرد و به مجلس داد و همچنین جاهای دیگری شده مسائل مختلف بود حاج احمدآقا آمدند و نظر امام را دادند که مثلاً نظر امام در این زمینه چیست.
 پس خودشان به صورت مستقل نظر نمی‌دادند؟
 خیر؛ پیام حضرت امام را می‌آوردند. از طرف امام می‌آمد یا خود امام ایشان را می‌فرستادند یا شورای نگهبان ایشان را دعوت می‌کردند که در جلسه حاضر شوند که مثلاً فلان مطلب را به سمع و نظر امام برساند.
 شخص بی‌طرفی در دفتر بودند؟
 آقای حاج احمدآقا بر خلاف آن چیزی که می‌گفتند، سعی می‌کردند آنچه که واقعی است را به حضرت امام برسانند. وجود ایشان باعث می‌شد که برای حضرت امام چیز مهمی بوجود نمی‌آمد، با توضیحاتی که حاج احمدآقا می‌دادند، حضرت امام روشن می‌شدند. البته هرکسی نظری داشت. هرکس ذوق و تحلیل سیاسی خاص خود را داشت. ولی آنچه که واقع می‌شد این بود که ایشان امین بودند؛ کم و زیاد نمی‌کرد. اطلاعات را می‌گرفت و خدمت امام می‌رساند. من از برخورد امام و از صحبت‌های ایشان مطلع می‌شدم که مطالب همانگونه که هست برای امام نقل می‌شود.
 نگاه تاریخی حاج احمدآقا به آثار و دست‌نوشته‌ها و سخنرانی‌های حضرت امام را چگونه تحلیل می‌کنید؟ آنچه که امروز به عنوان یک میراث فکری از حاج احمدآقا باقی مانده است این است که در زمان حیات حضرت امام کل آثار حضرت امام را گردآوری و تنظیم کردند.
 خب البته این برای شخصی مثل حضرت امام که نوشتار و گفتار ایشان می‌تواند رهنمود برای تاریخ انقلاب و کشور و دنیا باشد تنظیم و نشر آن آثار خیلی مهم است خیلی ارزشمند است. حاج احمدآقا در زمان حیات حضرت امام برای جلوگیری از هرگونه سوء برداشت‌ها و سوء استفاده‌ها آثار حضرت امام را گردآوری کردند که کمک بزرگی به نشر صحیح اندیشه امام شده و در مجموع این کار با دوراندیشی و درایت خاصی انجام گرفت که لازم بود.
 رابطه ایشان با حضرت امام از حالات عاطفی صِرف خارج شده و به شکل مرید و مرادی نمود پیدا کرد.
 بله؛ ایشان برای اینکه در سال‌های بعد نسبت به اندیشه امام تحریف صورت نگیرد این امر مهم را انجام دادند. که کاری بسیار ارزشمند و در خور توجه است.
ایشان پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی را برای پرورش محقق و اندیشمند در حوزه اندیشه امام تأسیس کردند. بطور کلی حضرت امام آثار علمی زیادی هم دارد. اگر کارهای پژوهشی در این حوزه صورت نگیرد آن اندیشه طراوت خود را ممکن است از دست بدهد. مباحث فلسفی، مباحث فقهی و اصولی و عرفانی زیادی دارد. اینها نیازمند این است که مورد پژوهش و تحقیق قرار گیرد و تبیین و تفسیر شود. سهم جامعه از استفاده از آثار و منشورات امام آنچه که امروزه جامعه در رابطه با اسناد و سخنرانی‌های امام برخوردار است مرهون دوراندیشی حاج احمدآقا بوده است. برنامه‌ریزی و طراحی و آینده‌نگری مرحوم حاج احمدآقا بود. آینده‌نگری ایشان خیلی مهم بود. آن شبی که حضرت امام در حال احتضار بودند بنده، آقای هاشمی، مقام معظم رهبری، آیت‌الله مشکینی، آقای موسوی اردبیلی و دوستان دیگر در خدمت حاج احمدآقا بودیم. صحبت از محل دفن امام بود که کجا باشد. حاج احمدآقا اینگونه فکر می‌کرد که جایی باشد که میهمانان خارجی که می‌آیند بتوانند استقرار داشته باشند. آن مکان در دسترس باشد. قم اگر باشد در دسترس نیست. رفت و آمد برای میهمانان خارجی مشکل خواهد بود. اگر تهران می‌خواهد باشد، کجا باشد. بالاخره با پیشنهاد مطرح شده ایشان همه به این نتیجه رسیدند که در مقابل بهشت زهرا باشد که هم به شهدا اشراف باشد و هم اینکه در تهران باشد و... می‌خواهم بگویم که ایشان در ریزه‌کاری‌ها دقت می‌کردند که چه جور باشد و چه جور نباشد. ایشان یک برنامه‌ریز بودند. در ارتباط با اسناد و دست نوشته‌های امام هم همینگونه فکر و عمل می‌کردند. انسان دوراندیشی بود. اهتمامی که ایشان نسبت به آثار امام داشتند، خیلی مهم و موفقیت‌آمیز بود. دوراندیشی و برنامه‌ریزی بسیار خوبی داشتند. در مورد گروه‌ها و احزاب هم استنباط من این است که دوست داشت تا همه گروه‌ها و جمعیت‌ها با هم جمع و دور حضرت امام باشند تا لطمه و صدمه‌ای به هیچ‌کس وارد نشود. من شواهد شخصی دارم که نمی‌شود بیان کرد. ایشان واقعاً دارای ضمیری پاک و صاف بودند.