تبلیغات
وارث - حضرت امام: احمد از نظر من عادل است
گفتگو با آیت‌الله سید محمد موسوی بجنوردی

شما با حاج احمد آقا از چه زمانی آشنا شدید ؟
-  آشنایی‌ام با حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین آقای سید احمد آقا خمینی (رضوان‌الله تعالی علیه) به اوایل سال 1345، که ایشان به نجف اشرف تشریف آوردند، برمی‌گردد. زمان تبعید حضرت امام از ترکیه به نجف، ایشان هنوز به لباس روحانیت ملبس نشدند. ایشان به نجف اشرف آمدند و چند وقتی اقامت کردند و مجدداً به قم برگشتند. آن زمان بنده با مرحوم حاج‌آقا مصطفی خیلی دوست بودم، به دیدن ایشان می‌رفتم و جلساتی با هم داشتیم که آنجا ایشان را دیدم. در آن جلسات از هوش ایشان خوشم آمد. به نظرم آمد که از استعداد فراوان، فهم سیاسی بالا و فهم علمی خوبی برخوردار است از آن زمان با ایشان آشنا شدم و دوستی‌مان تا زمان رحلت ایشان ادامه پیدا کرد.
• از دوران نجف که اندک حضور ایشان بود خاطراتی که به واسطه این آشنایی ایجاد شد، بفرمایید.
- بنده با مرحوم حاج‌آقا مصطفی (رحمه ‌الله علیه) به سوریه رفتیم تا از آنجا به حج عمره مشرف بشویم. حاج احمدآقا هم با ما آمده بود. ما با هم سه نفری به مدینه مشرف شدیم و از آنجا به مکه رفتیم و اعمال عمره مفرده را به جای آوردیم. مجدداً به سوریه برگشتیم این زمان مصادف بود با فوت مرحوم دکتر شریعتی. که برای ایشان مجلس چهلم گرفته بودند. در لبنان صحبت بود که ما شرکت کنیم، اما چون کاری در نجف پیش آمده بود و باید زودتر برمی‌گشتیم، متأسفانه موفق نشدیم در مراسم شرکت کنیم. ما جلوتر رفتیم، بعد از چند روز هم مرحوم حاج احمدآقا به نجف آمد. ایشان پس از ورود به نجف در آنجا ماند و از همان زمان هم در درس خارج شرکت کرد. در درس امام هم شرکت می‌کرد. در درس اصول مرحوم حاج آقا مصطفی هم شرکت می‌کرد. خیلی با استعداد بود و خیلی مطلب را سریع می‌گرفت. سرعت انتقال عجیبی داشت. پس از آن ما جلسات و صحبت‌های زیادی با هم داشتیم، تا اینکه مرحوم حاج‌‌آقا مصطفی شهید شدند. ایشان را مسموم کردند که جریان آن خیلی مفصل است. بعد از شهادت مرحوم حاج ‌‌‌‌‌‌‌‌آقا مصطفی امور و کارهای ایشان، به دست حاج احمدآقا افتاد. رابط با انقلابیون شد. چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور؛ چه در عراق و چه در جاهای دیگر با دانشجویان با علما و بزرگان رابط آنها با حضرت امام مرحوم حاج احمدآقا شدند. ایشان امور را به نحو احسن اداره می‌کرد؛ این روند ادامه پیدا کرد تا زمانی که روابط بین صدام و شاه در آن مقطع رو به بهبودی رفت و حکومت عراق بر امام فشار آوردند که حضرت امام باید هیچ فعالیتی در عراق نداشته باشد و ساکت باشد. آنها آمدند خدمت امام؛ ولی حضرت امام فرمودند که هم سخنرانی می‌کنم و هم اعلامیه می‌دهم و هم نوار پر می‌کنم و به ایران می‌فرستم. خلاصه خیلی فشار آوردند تا اینکه یک هفته حضرت امام در خانه بود و بیرون نمی‌آمد. در واقع شبیه زندانی بود. تا اینکه بنا گردید که ایشان به طرف کویت حرکت کنند که متأسفانه دولت کویت هم از پذیرش حضرت امام ممانعت کرد که منتهی به رفتن ایشان به پاریس و شهر نوفل‌لوشاتو گردید. در تمام این مراحل حاج احمدآقا کمک فوق‌العاده‌ای برای امام بود و فعالیت و تلاش فوق‌العاده‌ای داشت. به لطف کمک‌ها و تلاش‌های حاج احمدآقا سفر حضرت امام به پاریس به یک سفر مبارکی تبدیل شد چرا که حضرت امام توانست انقلاب اسلامی را از آنجا به دنیا معرفی کند. از اطراف دنیا خبرنگاران و خبرگزاری‌ها می‌آمدند و حضرت امام در مصاحبه‌هایشان تمام اهداف انقلاب اسلامی را بیان می‌کرد و آنها هم منتشر می‌کردند. از همانجا هم جریانات انقلاب را در ایران رهبری می‌کرد. آن راهپیمایی‌های عظیمی که در تاسوعا و عاشورا اتفاق افتاد. اعتراضات مردمی همینطور ادامه داشت تا اینکه فشار از طرف ملت خیلی زیاد شد. بنا گردید که شاه از ایران بیرون برود. در تمام آن جریانات که مهمترین زمان در تاریخ انقلاب اسلامی بود، زمانی که امام در پاریس بود به نحو احسن مرحوم حاج احمدآقا امور را اداره می‌کرد رابط خوبی بود و رابطی امین بود. این جمله را از خود امام شنیدم که فرمودند: احمدآقا از نظر من عادل است. ممکن بود پیغامی را که حضرت امام می‌داد، حاج احمدآقا از نظر فکری با آن مخالف باشد، اما امانت را حفظ می‌کرد و همانطوری که امام دستور می‌داد و یا پیغام می‌داد و یا نوشته می‌داد، احمدآقا آن را پیاده می‌کرد. حالا ممکن بود بعضی از آنها را قبول داشته و بعضی‌ها را هم قبول نداشته باشد. اما در رساندن پیام‌های امام کمال امانت را به کار می‌برد.
• ایشان خدمات زیادی برای انقلاب داشتند به‌خاطر آن دوراندیشی‌شان و برای اینکه از تحریف آثار امام جلوگیری شود دستور گردآوری و تنظیم آثار امام را دادند، در این زمینه توضیح بفرمایید.
- این مسئله بسیار مهم بود، چون ممکن بود یک عده‌ای چیزهایی را جعل کنند، بسازند و به امام نسبت دهند. یا مسائل مهمی که حضرت امام فرموده بودند مخفی بماند، این نیاز داشت که بایستی یک مؤسسه‌ای متصدی این کار بشود. صحت و سقم این گزارش‌ها، این پیام‌ها، دستورها و این نوشته‌ها آنجا مشخص ب‌شود. طبق آن دستوری که خود حضرت امام دادند و حاج احمدآقا این ابتکار را به خرج داد، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت امام تشکیل گردید. این مؤسسه در زمان حیات امام هم تشکیل شد. اجازات امام، نوشته‌های ایشان، دستوراتی که بیان فرمودند، انتصابات و عزل‌هایی که وجود داشت تمام این مسائل بنا گردید که در آن مؤسسه جمع شود و نظارت تام و تمام در آنجا انجام بشود که اگر وقتی کسی خواست نسبت‌های دروغ به حضرت امام بدهد و یا اینکه چیزی را جعل بکند، این مؤسسه بتواند واقعیت را بیان کند. این مؤسسه به تأیید حضرت امام هم صد در صد رسید؛ و زیر نظر مرحوم حاج احمدآقا که ایشان هم صد در صد مورد تأیید امام بود فعالیتش را شروع کرد و تا زمان حیات ایشان به نحو احسن چه در زمان حیات حضرت امام و چه پس از رحلت حضرت امام، تا اینکه مرحوم حاج احمدآقا بود این مؤسسه کاملاً به وظایف خودش به نحو درست عمل کرد و همچنان نیز با درایت فرزند اندیشمند ایشان حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج حسن آقا اداره می‌شود که امری ضروری برای حفظ و نشر آثار امام راحل بود.


• اشاره داشتید به اهمیت تاریخی آثار حضرت امام که بحث بسیار مهم و قابل اعتنایی است؛ این اقدام حاج احمدآقا را از نظر ابعاد تاریخی بیشتر مورد بررسی و تحلیل قرار دهید.
- بزرگانی که حرکت‌های بزرگ انجام می‌دهند، بعد از وفاتشان انحراف‌های بزرگی برای آنها درست می‌شود. نسبت‌های دروغی به او می‌دهند مطالب غیر واقع را متوجه او می‌سازند. ما این را در قضیه پیغمبر اکرم(ص) هم شاهد بودیم. خب پیغمبر اکرم انسان کامل به تمام معنا، آن اسلامی که آورد و بشریت را از همه عقب افتادگی‌ها نجات داد، بعد از رحلت ایشان گروهی نسبت‌هایی به ایشان دادند و روایت‌هایی را جعل کردند. مثل امثال ابوحریره روایت عجیب و غریبی جعل کردند و به تحریک معاویه و امثال معاویه. فضائل و مناقبی که از برای اهل بیت و امیرالمؤمنین و برای حسنین بود. امثال ابوحریره می‌آمدند به طور موازی آن موارد را برای کسان دیگر درست می‌کردند، خب دستگاهی نبود که بتواند جلوی اینها را بگیرد و الآن می‌بینید بر اثر همین اتفاقات در جهان اسلام انشقاق وارد کردند. می‌بینید الآن یک گروهی اعتقاداتی دارند بر خلاف اعتقاداتی که شیعیان نسبت به اهل بیت دارند. اینها همه برای این است که ضبط نشد جایی معین نبود که گفتارها، نوشته‌ها، پیام‌ها و دستورات پیامبر اکرم(ص) در آنجا ضبط شده و محافظت بشود. این مسأله ثبت و ضبط آثار حضرت امام (ره) خیلی مهم است این ابتکار را مرحوم حاج احمدآقا روی آن استعداد و زکاوت فوق‌العاده‌ای که داشت و آن دوراندیشی که داشت این احساس را کرد و در حال حیات امام آمد این مؤسسه را تشکیل داد و حضرت امام هم صد در صد این مؤسسه را تأیید کرد و بعد از آن هم قانونی گذرانده شد در مجلس شورای اسلامی که ملاک صحت و سقم هر خبری هر چیزی نسبت به امام باید به تأیید مؤسسه برسد. که تا امروز هم ما می‌بینیم فرزند صالح مرحوم حاج احمدآقا جناب آقای حاج حسن‌ آقا به نحو احسن این نظارت عالیه را انجام می‌دهند و امیدواریم همچنان این مؤسسه به طور معزز و مستحکم کار خودش را ادامه بدهد.
• یکی از خدمات ارزشمند دیگر مرحوم حاج احمدآقا تأسیس پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی بود که به دور از تعصب و احساسات پدری و فرزندی آمدند یک درایت مهم و اساسی را به خرج دادند که آثار امام به شکل آکادمیک دنبال بشود و در این زمینه به شکل دانشگاهی تحقیق و پژوهش صورت بگیرد. در این زمینه توضیح بفرمایید.
- حضرت امام یک انسان جامع الاطرافی بود. ایشان هم فقیه بود به نحو اعلا و هم اعلم و هم فیلسوف بود در فلسفه مشاع بوعلی و هم در فلسفه اشراق. در هر روی اینها صاحب رأی بود و اظهار نظر داشت و صاحب مکتب بود. در عرفان، عرفان نظری، عرفان عملی شماره یک بود. در بُعد مسائلی که ممکن است که ما نگوییم جامعه شناسی یا روان شناسی، لکن نتیجه جامعه شناسی را حضرت امام کاملاً در آن مسلط بود. نحوه برخورد و عملکرد ایشان به گونه‌ای بود که می‌دانست با چه روان‌شناسی و به چه شکلی با دشمن، به چه شکلی با توطئه‌گر برخورد کند. چه شکلی با دوست، و چه شکلی با دشمن و کسانی که معاند هستند برخورد کند. اینها موهبت‌های الهی است که خداوند به امام داده بود. اینها هرکدامشان به نظر من نیاز دارد که اشخاص محقق بروند سال‌ها اینها را بخوانند تا بتوانند یاد بگیرند. پس امام یک موجود جامع‌الاطرافی بود. این یک اندیشه است. اندیشه‌های مختلفی که داشت اگر ما بنا باشد این اندیشه را در جامعه نهادینه نکنیم و افرادی متخصص پیدا نشوند در ابعاد مختلف که بتوانند این اندیشه را به جامعه القاء کنند و به طور آکادمیک باشد در دانشگاه‌ها ممکن است این اندیشه صدمه بخورد. این مباحث به تعلیم، تدریس و پژوهش نیاز دارد. ابتکاری که مرحوم حاج احمدآقا داد این فکر را عملی کرد که پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی تشکیل بشود بنحو تحصیلات تکمیلی که کارشناسی ارشد و دکتری باشد. خب اولش پنج رشته تشکیل شد. رشته فقه و مبانی حقوق، در رابطه با اندیشه امام خمینی(ره) و مقارن با دیگران، عرفان اسلامی و عرفان امام، تاریخ انقلاب اسلامی، جامعه شناسی انقلاب اسلامی، اندیشه سیاسی اسلامی، اندیشه انقلاب اسلامی اینها در پنج رشته تشکیل گردید در مقطع کارشناسی ارشد که بعد دو رشته‌اش به دوره دکتری ارتقاء هم پیدا کرد. و هم فارق‌التحصیل داده، مثل رشته فقه و مبانی حقوق و اندیشه امام خمینی(ره) و رشته عرفان اسلامی و اندیشه امام خمینی. اینها همه مرهون دوراندیشی مرحوم حاج احمدآقا است که برای اندیشه حضرت امام یک ضرورت محسوب می‌شود.
• چرا مهم بود که شما مقطع دکتری را پیگیری کنید؟
- سؤال خوبی است؛ دلیلش این بود که کسانی پیدا شوند متخصصین در اندیشه‌های امام و به دانشگاه‌ها بروند و این اندیشه را در جوامع علمی تدریس، پژوهش و احیا کنند و نگذارند این اندیشه از بین برود. چون اندیشه‌های امام اگر زنده باشند انقلاب هم همچنان همیشه زنده است. و آن اسلام ناب محمدی که امام از آن تعبیر می‌کرد، آن اسلام ناب محمدی همیشه احیا و محیا است و حاکم در جامعه است. و لهذا الحمدلله موفقیت خوبی هم در این بین بوده که این رشته‌ها مشغول کار خودشان هستند. الآن واقعاً می‌توانند به دانشگاه‌ها از برای تدریس و پژوهش و غیره سرویس بدهند.

• تألیفات موجود چه اندازه موجب غنای این اندیشه می‌شود؟
- از محققین و اساتید در رابطه با رشته فقه و مبانی حقوق، رشته عرفان، رشته جامعه شناسی، رشته تاریخ انقلاب، رشته اندیشه سیاسی، کتاب‌های متعددی نوشته شده و می‌شود؛ این‌ها سبب شده که این اندیشه روز به روز مستحکم‌تر و در جامعه نهادینه بشود و تا مادامی که اندیشه امام در جامعه زنده است، انقلاب اسلامی هم زنده خواهد بود. خدای نکرده اگر آن روز که اندیشه امام فراموش بشود، همه چیز از بین می‌رود.
• شما توفیقات این پژوهشکده را در چه می‌بینید؟
- در این پژوهشکده ما خیلی موفق بودیم. الآن افراد زیادی داریم که جزء هیئت‌های علمی دانشگاه‌ها شدند. کتاب‌های مختلف تألیف کردند و خود آنها الآن مروج اندیشه امام شدند و مشغول تدریس هستند. عده‌ای از آنها به خارج از کشور برای تدریس و یا تعلیم به دانشگاه‌ها می‌روند و عضو هیئت می‌شوند و شدند. بنابراین ثمرات آن را داریم می‌بینیم و خود این ثمرات به ما قوت قلب بیشتری می‌دهد که تلاش بیشتری کنیم.
• آنچه که پژوهشکده انجام داده آیا الآن به صورت باطنی در وجود دانشگاه‌های کشور وجود دارد؟ در واقع این اندیشه بیش از گذشته در شریان دانشگاه‌های کشور جاری شده است؟
- بله، کاملاً همینگونه است. افراد زیادی دکتری PHD گرفتند که فارغ‌‌التحصیلان اینجا هستند و الآن در دانشگاه‌ها در حال تدریس و پژوهش هستند. الحمدلله این دو سه سال آخر هم که حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج حسن‌آقا خمینی اینجا در رشته فقه و حقوق در مقطع دکتری تدریس می‌کنند و خیلی از اندیشه‌های اصولی امام و فقهی امام را ایشان به نحو بسیار خوب بیان می‌کنند و دانشجویان هم خیلی مبتهج هستند به درس‌های ایشان.
• خصوصیات درونی احمدآقا چگونه بود؟
- احمدآقا انسان خوش قلبی بودند. اهل ذکرهای مخصوصی بودند. اهل ختم‌های مختلفی بودند. رازو نیازهای پیچیده‌ای در خلوت خودش داشت. انسانی بود که دارای خصوصیات باطنی مثبت فروان بود.
• با توجه به اینکه ایشان به منبع قدرت نزدیک بود، این شائبه از سوی بعضی‌ها ایجاد شد که ایشان بین گروه‎‌ها و افراد تفاوتی قائل بود که البته این فقط در حد حرف بوده...
- این تعبیر نهایت بی‌انصافی است. آنچه که برای او اصل بوده، امام بود، اندیشه امام بود و پیروزی انقلاب در ابعاد مختلف. اصلاً برای ایشان فرد که مثلاً با ما هست یا نیست با چه کسی خوب است با چه کسی بد است مطرح نبود. نگاه می‌کرد اگر آن فرد به درد انقلاب می‌خورد، نسبت به انقلاب و نسبت به اندیشه امام، نسبت به اسلام به درد می‌خورد به تمام معنا از او حمایت می‌کرد. برای احمدآقا اساس اینگونه بود.
• در واقع یک وزنه تعادل بین گروه‌ها و افراد بویژه مسئولین و افراد سیاسی که نزد امام می‌آمدند بود؟
- بله؛ اصلاً تعصب نسبت به هیچ گروهی نداشت. تعصبش درباره اسلام، امام و انقلاب بود. اینها برای ایشان اصل بود. اگر فردی ایمان به اندیشه‌های امام داشت مورد تأیید ایشان قرار می‌گرفت. ممکن است ابر بیاید روی خورشید را برای مدتی بپوشاند اما این ابر بالاخره رفتنی است خورشید هم همیشه هست. حقیقت هیچوقت مخفی نمی‌ماند. جلوی حقیقت را کسی نمی‌تواند بگیرد و پایان کار آن فرد که می‌خواهد حقایق را وارونه جلوه نماید، خسران است.
• اخیراً زمزمه‌هایی در ارتباط با تصمیم‌گیری درباره مجوز نشر آثار امام از سوی مراکز و یا مراجع دیگری غیر از مؤسسه مطرح شده شما نظرتان در این رابطه چیست؟
- کار بسیار خطرناکی است و من واقعاً احساس خطر می‌کنم. اگر چنین کاری صورت بگیرد خطرناک است. چون این فتح باب برای تحریف و انحراف از خط امام و از اندیشه امام می‌شود باید همیشه آن کس حافظ اندیشه‌های امام باشد که خودش پوست و گوشت و استخوانش با امام بوده باشد. آن روزها حاج احمدآقا بود و او می‌توانست آن حفاظت را داشته باشد و اینکار را انجام داد و امروز هم حاج حسن آقا هست نه از باب فامیلی عرض می‌کنم شهدالله در محضر خدا هستم، ایشان فردی است مجتهد. از نظر من ایشان مسلم مجتهد است. یعنی من او را یک فقیه و یک مجتهد می‌دانم نوشته‌هایش گویای سخن است. ایشان فلسفه اسلامی را به نحو احسن بلد است. فلسفه غرب را هم خیلی خوب می‌داند. ایشان یقیناً عادل است. در عدالت او هیچ شک و شبهه‌ای نیست. انسان دلسوز به انقلاب و امام است. کسی با این ویژگی‌ها در رأس مؤسسه می‌تواند قرار بگیرد و می‌تواند به خوبی حافظ اندیشه امام باشد. کسی که بیگانه است و اطلاعات لازم را ندارد یا می‌خواهد بر اساس شنیده‌های این یا آن در مورد اندیشه امام قضاوت کند باعث آسیب‌پذیری اندیشه امام می‌شود. عقل حکم می‌کند که اگر ما بخواهیم جایی را از برای حفاظت از اندیشه‌ها و نوشته‌های امام قرار بدهیم باید کسی که در رأس آن اندیشه قرار می‌گیرد پوست و گوشت و تمام وجودش از امام باشد و امروز آقای حاج حسن آقا خمینی و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام می‌تواند این مهم را به انجام برساند. بنابراین این موازی کاری از نظر عقلی کار درستی نیست. البته ملت شریف ایران، ملتی قدر شناس و باوفایی است. بنده در نجف و پاریس با امام بودم و از نزدیک با حاج احمدآقا و با مرحوم حاج آقا مصطفی ارتباط بسیار نزدیک داشتم.ایشان  (یعنی حاج احمدآقا) نقش بسیار اساسی در سرعت پیروزی انقلاب داشت. ایشان در رساندن پیام‌های امام و رساندن سخنرانی‌های امام و اطلاعیه‌های امام و رابط بودن بین نیروهای انقلابی و امام صد در صد امانت را به جای آورد و درست انجام می‌داد. بنابراین امروز ما باید این را بدانیم که شخصیت حاج احمدآقا در انقلاب یک شخصیت نمونه است نباید آن را فراموش کنیم. انقلاب‌ها همیشه آن کسانی را که طلایه‌داران انقلاب بودند و یا آنهایی که نقش‌های مؤثری در انقلاب داشتند، را عزیز می‌شمارند؛ ما نباید نقش مرحوم حاج آقا مصطفی که به حق طلایه‌دار انقلاب بود و همچنین حاج احمدآقا خمینی را فراموش کنیم. ما از نزدیک می‌دیدیم که ایشان چه تلاش و زحماتی برای انقلاب متحمل می‌شدند. امروز تداوم راه ایشان را در شخص حاج حسن آقا خمینی می‌بینیم. اینها موهبت‎‌های الهی هستند که نباید فراموششان کنیم. حفظ اینها، حفظ اندیشه امام است. احترام به اینها احترام به امام است. تجلیل از اینها تجلیل از انقلاب است. لازم و ملزوم هستند. امام هیچوقت توصیه نکرد که با اهل بیت من خوش رفتاری کنید چون می‌دانست ملت ایران، ملت باوفایی است. اما ما باید وظیفه خود را بدانیم و از این بیت همیشه حمایت و تقدیر کنیم. این بیت را بزرگ بشماریم چون خدمت عظیمی به ایران و جهان اسلام کرد