تبلیغات
وارث - حاج احمدآقا گرفتار دنیا نبود
گفتگو با حضرت حجت الاسلام والمسلمین رحیمیان

- ضمن تشکر خلاصه­ای از آشنایی­تان با مرحوم حاج احمدآقا بیان بفرمایید

- از آغاز نهضت که در خدمت امام بوده­ام، ارتباط ما بیشتر با حاج آقا مصطفی بوده و با ایشان رفت و آمد و در ارتباط با مسائل نهضت از نزدیک همکاری داشتیم. آن موقع احمدآقا بخاطر شرایط سنی­ حضور محسوس نداشت. تابستان سال 46 که ایشان به نجف مشرف شدند با باهم آشنا شدیم و این آشنایی به رفاقتی دیرپا و صمیمانه­ای تبدیل شد. به میهمانی ایشان می­رفتیم ایشان هم به مادر سفارش می­کردند و غذای اضافی پخت می­کردند ما هم با غذا را به کنار شط کوفه می­بردیم و در ضمن اُنس و دوستی صرف می­کردیم.ضلع سوم این رفاقت مرحوم حاج اصغر آقای طاهری کنی بود که از دوستان خیلی صمیمی بود و ارادت ویژه­ای به حضرت امام و رفاقت خاصی هم با حاج احمدآقا داشت. رفاقت دیرینه مان ازآن زمان شروع و به تناوب در قبل از انقلاب ادامه پیدا کرد، تا پس از انقلاب که بشکل بسیار جدی­تر و نزدیک­تر دنبال شد.البته قبل از آن هم گاهی اوقات به منزل ایشان در قم امانتی را می­بردم؛ هرچند که شخصاً همدیگر را ندیدیم.ارتباط جدی کاری و نزدیک ما به دوران بعد از پیروزی انقلاب و حضورمان در دفتر امام برمی­گردد.  

نقش احمدآقا قبل از پیروزی انقلاب را چگونه بررسی می کنید؟

 بنظرم این نقش را باید در دو مرحله بررسی کرد. قبل و بعد از شهادت حاج آقا مصطفی.

قبل از شهادت برادر گرامی­شان نقش کم­ رنگ­تری در ارتباط با مسائل سیاسی داشتندو حضورشان نامحسوس بود. پس از شهادت حاج آقا مصطفی، حضور ایشان پر رنگ­تر و همراهی­اش با حضرت امام پیوسته­تر و آشکارتر می­شود. طبعاً چه در آن دوره و چه در دوره پس از انقلاب شاهدیم که حاج احمدآقا به مانند سایه از امام منفک نشد. همواره با همه وجود در خدمت امام و راه امام قرار داشت. هم از نظر حفاظت شخصی و هم از نظر صیانت از شخصیت امام نقش اول را ایفا کرد.

- احمدآقا غیر از آنکه فرزند امام بود، دارای شخصیت مستقلی در عرصه انقلاب بود. سوال اینجاست که در خصوص جایگاه این شخصیت چه ضرورتی وجود دارد که پس از سالها در مورد آن برای نسل جوان تبیین صورت بگیرد؟

- حاج احمدآقا برگردن نظام و انقلاب حق دارد. در کمک و همراهی به امام نقش موثری ایفا کرد، همانطوری که همسر امام قابل احترام است. همراهی صمیمانه و زحمات بسیاری که همسر حضرت امام در مسیر مبارزات حضرت امام متحمل شد، طبعاً حق بزرگی برگردن همه پیدا می­کند. حاج احمدآقا بواسطه نقش مهم و سرنوشت ساز در کنار امام و برای تحقق آرمانهای آن حضرت ایفا کرد،بنابر این در امتداد شخصیت ایشان حق بزرگی به گردن همه پیروان و دوستان امام دارد. پس هم بخاطر حقی که برگردن ما دارد و هم بخاطر شحصیت ارزشمندی که داشت منهای انتسابش به حضرت امام، قابل ستایش است. شخصیتی که همه عمرش را صرف اسلام و دین خدا کرد قابل ستایش و قابل بزرگداشت است و این وظیفه ما است که یاد و نام مرحوم حاج احمدآقا را همواره زنده نگهداریم.

- یکی از القابی که به حاج احمدآقا داده شده که بحق مورد توجه همگان هم قرار گرفته "امین امام بودن" ایشان است. فکر می­کنید چرا چنین لقبی به ایشان داده شده و مصادیق آنرا بیان فرمایید.

- به همان دلیلی که گفته شده که ایشان هیچوقت برای خودش در کنار امام شأنی و خواسته­ای قائل نبود با همه وجود در خدمت امام و تحقق خواسته­های ایشان بود. اینکه هیچوقت نخواست از پرتو فرزندی امام برای خودش کوچکترین شأن و شخصیتی قائل شود؛ این یعنی امانتداری. امتیاز و رانتی از جامعه و نظام نگرفت، مثل امام ساده زندگی کرد و مثل او از دنیا رفت. چرا چنین لقبی برای احمدآقا شایسته نباشد؟! انسانی که با همه وجود، امانتدار راه و خواسته­های امام بود و حتی بعد از رحلت امام براستی و درستی امانت این فرزندی امام و امتداد راه و خط امام و میراث امام را با همه وجود حفظ کرد. نقش ایشان در شام رحلت حضرت امام است را در نظر بگیرد و همچنین روزهای پس از رحلت امام که چقدر مدبرانه بود...

- اشاره به مسئله انتخاب رهبری و شکل­گیری و تشکیل مجلس خبرگان و تثبیت رهبری دارید؟

- بله مسئله تثبیت رهبری بعد از کمتر از 24 ساعت اتفاق افتاد. آن شب در شام رحلت حضرت امام دو نگرانی کشنده برای همه وجود داشت. یکی از دست دادن امام و دیگر  اینکه فردای منهای امام چه اتفاقی خواهد افتاد. حاج احمدآقا نقش و تدبیر  اول را در فاصله دوره کوتاه انتقال داشت که این عظمت تاریخی انقلاب به بهترین وجه ممکن انجام و حفظ شد. نقطه عطفی بود چراکه دشمنان امید بسته بودند که نظام آسیب ببیند وسقوط کند. معتقدم خبرنگارانی که برای اطلاع­رسانی مراسم تشییع پیکر حضرت امام آمده بودند، برای اطلاع­رسانی و مخابره بزرگترین تشیع جنازه تاریخ نیامده بودند بلکه می­خواستند تشییع جنازه نظام را مخابره کنند. ولی بخواست خدا بزرگترین تشییع جنازه تاریخ مخابره شد. و آرزوی دشمن نقش بر آب شد .

تدبیر احمدآقا در رسیدن به نقطه ثبات و تثبیت رهبری بسیار نقش آفرین بود، نقشی که احمدآقا تا زمانی که زنده بود ایفا کرد این بود که از رهبری حمایت بی دریغ داشت و با همه وجود از مقام معظم رهبری در کلمات، وصیت­نامه و نوشته­های فراوانی که از ایشان باقی مانده حمایت کرد. باید گفت که حاج احمدآقا این امانت الهی و میراث الهی امام را که متجلی درنظام و ولایت فقیه بود بخوبی پس از رحلت امام صیانت و حفاظت کرد. به مانند همان نقشی که در زمان حیات امام برای خود امام و در محضر ایشان داشت، در غیاب ظاهری ایشان هم همان نقش را ایفا کرد. بنابر این می­توان گفت که احمدآقا امین­ترین انسان برای امام ومیراث امام بود.

- دونکته در مورد احمدآقا برای معرفی به نسل جوان باید مورد بررسی قرار بگیرد؛ یکی مبحث شخصیت ایشان و دیگری نقش ایشان در انقلاب و نهضت، که هرکدام بحث مفصل و جداگانه است. شخصیت ایشان بگونه­ای بود که توانسته این نقش را در انقلاب و برای امام ایفا کند. با توجه به شناختی که از مرحوم حاج احمدآقا دارید شخصیت ایشان را چقدر متأثر از امام می­دانید. و بفرمایید که مصادیق آن چیست که این تأثیرگذاری موجب شد که ایشان در رفتارها و کردار خودش واقعاً هیچ­چیز را بجز امام نبیند. یعنی ارتباط پدری و فرزندی بعنوان یک عامل فرعی تبدیل بشود ؟

- اصل برآن است که ایشان انسان با تقوایی بود. با تقوایی که از دنیا و مظاهر دنیا هم وارسته بود. این امتیاز برجسته­ای و حقیقت انکارناپذیر است. ایشان انسانی خداترس بود. یادم است روزی با حالت خاصی آیفون زد و رفتم خدمت ایشان، گفت دلم می­خواهد این آیه را برای من بنویسی. (منظور با خط خوش بنویسم). تا آن زمان من به این آیه توجه نداشتم. «نبی عبادی بانی انا ­الغفورالرحیم و....» کلمه نبی عبادی که خبر بده به بندگان من، که من غفور و رحیم هستم و در عین حال .... احساس کردم که احمدآقا با همه وجود این آیه را لمس می­کند وبه باور حقیقی نسبت به این آیه رسیده است.

هم به غفاریت و رحمانیت خدا، و هم به عذاب خداوند متعال ایمان حقیقی پیدا کرده است. با این نگاهی که نسبت به آخرت، به خدا و به زندگی داشت طبیعی بود که برای ایشان مظاهر دنیای مادی هیچ جاذبه­ای نداشته باشد. که البته بیشترین تأثیرپذیری از خود امام است. همانگونه که اشاره کردید فرزندی امام یک مسئله و شاگرد عملی امام بودن هم مسئله اصلی­تر از هر مسئله دیگری بود. واقعاً حاج احمدآقا اهل امام بود. شاگرد واقعی امام در مقام عمل بود.

- من در دفتر امام بعنوان دریافت­کننده و رساننده انواع هدایا و نذورات و وجوهات شرعی برای امام بودم. بنظرم در تاریخ برای هیچ مرجعی تا این اندازه وجوهات شرعیه و هدیه و نذر نیامد.و در تاریخ برای هیچ مرجعی اینقدر اموال بعنوان بیت­المال در اختیارش قرار نگرفت. آنچه که اکنون در بنیاد مستضعفان ، بنیاد شهید، بنیاد پانزده خرداد، کمیته امداد و نهادهای دیگر است در اختیار ایشان قرارداشت.اموال طاغوتیان و املاک مصادره شده ، کاخ­های شاه در اختیار ایشان بود. برای یک لحطه نیم نگاه و اعتنایی هم به اینها نکرد. بیت­المال و وجوهات شرعی که جای خود دارد. رفت و در خانه محقر جماران در یک خانه عادی سکنی گزید.آنچه که بعنوان نذرو هدیه بنام شخص امام رسید هیچ تغییری در زندگی امام ایجاد نکرد. همان غذا، همان لباس و همان سادگی که در همه دوران عمرش داشت، همان­گونه ادامه داد. سرانجام با آنکه در اوج بود در خانه استیجاری زندگی کرد و در همانجا هم از دنیا رفت.نسخه منطبق با اصل این قضیه حاج احمدآقا بود. با همه امکاناتی که در اختیارش بود هیچوقت از آنها استفاده نکرد "حب­الدنیا رأس کل خطیه" همه گرفتاریهای انسان بخاطر دلبستگی به دنیا است. مهمترین امتیاز امام و حاج احمدآقا این بود که من سرسوزنی دلبستگی به دنیا در وجود این پدر و پسر ندیدم.و برعکس به هرشکلی از دنیا فرار می­کردند.

- حاج آقا بیاد خاطره شما افتادم که نقل کردید مرحوم آیت­الله پسندیده در یکی از خانه­های بنیاد شهید انقلاب اسلامی زندگی می­کرده و حاج احمدآقا اصرار زیادی داشته تا ایشان را در نزد خود نگهداری کرده و هرچه زودتر آن منزل استیجاری دولتی را تحویل بدهد....

- بله؛ خانه­ای از بنیاد شهید قبل از دوره ما، در اختیار آقای پسندیده قرار گرفته بود. حاج احمدآقا (تأثر شدید مصاحبه شوند) انگار می­دانست که باید چیزی به گردن خودش باقی نگذارد. لذا گفت که آقای پسندیده را در نزد خودش نگه میدارد. نگهداری از آقای پسندیده و تأمین نظر ایشان کار بسیار سختی بود. مخصوصاً برای حاج احمدآقا که خودش هم از نظر جسمی در وضعیت خوبی نبود. شرایط خاص آقای پسندیده بخصوص کم­حوصلگی ایشان در دوران پیری باعث می­شد نگهداری از ایشان سخت باشد. اما احمدآقا مرحوم پسندیده را در منزل خودش نگهداری کرد، تا آن خانه بیت­المال آزاد بشود. نگران بود که پس از فوت آقای پسندیده کسی مدعی تصاحب آن خانه بشود. که البته بعدها دیدیم که پیش­بینی و عملکرد احمدآقا صحیح بود و متاسفانه مقاومت­هایی در خصوص در اختیار گذاشتن آن ملک صورت گرفت اما نهایتاً با جدیت و پی گیری حاج احمد آقا تحویل بنیاد شهید شد.

- در رابطه با نقش ایشان در کنار امام به نظر می­رسد امامی که مراتب عملی بالایی را گذراندند از فردی نه به عنوان فرزندشان بلکه بعنوان مشاور از ایشان تحلیل و مشاوره می­گیرند. احمدآقا در کوران حوادث بودند و اما سن­شان کم بود و جوان محسوب می­شدند. در حالی که می­بینیم مشاورت ایشان در رفتن حضرت امام به پاریس مشاوره صحیحی بوده و آثار و برکاتش هم بعدها مشخص شد. حاج احمدآقا در آن مقطع هم تحلیل و دیدگاه درستی درباره مسائل سیاسی داشتند؛ فکر می­کنید حاج احمدآقا چه جوهره­ای در وجودشان داشتند که اینقدر خوب می­توانستند مسائل را تحلیل کنند و حضرت امام برچه اساسی اینگونه به احمدآقا اطمینان می­کرد تا در مسائل مشورت بگیرند؟

- اینکه حضرت امام از مشورت کسی استفاده کند امری طبیعی است. همانگونه که پیامبراکرم از مشورت مشاوران خود استفاده می­کرد. حاج احمدآقا به واسطه تقوایی که داشت و تشخیص درستی که از آن برخوردار بود شایسته این مشاورت بود. تقوا که در فرد حاکم باشد، تشخیص در مسائل مهم و سرنوشت­ساز تا حد زیادی متقن از آب در می­آید. ضمن آنکه احمدآقا فردی تیزهوش بود. از شاگردی امام بهره برد کسی که سالها با نابغه عصر خود سروکار داشته باشد غیر این توقع نمی­رود. تعامل فکری با حضرت امام ایشان را فوق­العاده رشد داد. احمدآقا در مسائل سیاسی یک مجتهد بود از قدرت فکری و تحلیلی بالایی برخوردار بود اما اینها دلیل نمی­شود که خواسته­ای از خواسته­های خودش را بر امام تحمیل می­کرد.

قدرت فکر و نبوغ امام فراتر از این بود طبعاً احمدآقا هم می­دانست که امام کسی نیست. که خواست خودش را بر امام تحمیل کند. با همه نبوغش در طول امام و در سایه امام حرکت می­کرد.

- احمدآقا بواسطه دوراندیشی اش دوست داشته که اندیشه امام زنده بماند و به تبع آن برای حفظ و نشر آثار امام و جلوگیری از تحریف آنها در سالیان بعد قدم بزرگی برداشت و نسبت به جمع­آوری و تدوین آثار امام همت گماشت نظر شما در این رابطه چیست؟

- نقطه شروع جمع­آوری اسناد از آنجا آغاز شد که روزانه دهها استفتا از امام صورت می­گرفت که ما معمولاً آنها را برای قم می­فرستادیم و دفتر استفتاء در قم جواب می­نوشتند سپس خدمت حضرت امام تقدیم می کردیم و ایشان هم نگاه و اصلاح می­کردند و من مُهر می­کردم. این افتخار را داشتم بیش از میلیون بار با مهر امام روی استفتائات و قبض­های وجوه شرعیه را ممهور کنم معمولاً آقای رسولی ورق می­زد و من هم مهر می­کردم.

- گویا خاطره­ای هم در این زمینه دارید؟

- بله؛ گاهی وقت­ها حاج احمدآقا می­ایستاد و نگاه می­کرد که ما چقدر در انجام این کار سرعت عمل پیدا کردیم. مهارت خاصی در سرعت کار پیدا کردیم. چون تعداد استفتاء و قبوض هم زیاد بود نیاز به این سرعت در کار بود. حاج احمدآقا دو بار به من گفت که امام فرمود: دیدید فلانی ( منظور بنده و آقای رسولی) را که با چه سرعتی مهر می­زنند. یعنی منظره برای خود حضرت امام هم جالب بود، ما همیشه در حضور امام مُهر می­کردیم در طول این ده سال، الا یک روز در روزهای آخر در بیمارستان که حال امام مساعد نبود.

 از وقتی این استفتائات را برای افراد سوال­کننده می­فرستادیم به ذهن آمد که خوب است از این استفتائات کپی نگهداریم. پیشنهاد خرید دستگاه کپی را به حاج احمدآقا دادیم که خیلی استقبال نکرد  که از پول بیت­المال دستگاه فتوکپی برای دفتر امام تهیه شود.خودم نامه­ای با آرم مجله پاسدار اسلام و بعنوان مدیرمسوول آن به وزارت بازرگانی نوشتم و دو دستگاه خریداری کردم که یکی برای دفتر مجله و یکی هم برای دفتر امام شد. از آن به­بعد هر مطلبی که امام ذیل آن را امضاء کرده و یا در کنار نامه چیزی می­نوشتند از آن فتوکپی تهیه می­کردیم.  کم کم چند سال بعد هزاران نسخه از این کپی­ها جمع شد. برخی از این استفتائات را برای مجله اسلام انتخاب می­کردیم احمدآقا هم ملاحظاتی در انتخاب و  چاپ این استفتائات داشت . یعنی هرچه که در مجله پاسدار اسلام به چاپ می­رسید با نظر حاج احمدآقا بود.

پس از جمع شدن تعداد بسیاری از این استفتائات مرحوم آقای فاکر از حاج احمدآقا اجازه گرفت و ایشان هم دستور داد که یک نسخه از آنها را تکثیر کنیم. ما این کار را انجام دادیم و به آقای فاکر دادیم که آن چند جلد کتاب از استفتائات حضرت امام چاپ شد. از دیگر دستنوشته های امام هم یک نسخه کپی گرفته می شد. به­ هرحال نقطه شروع از آنجا بود و تدریجاً این آثار پراکنده توسط حاج ­احمدآقا جمع­آوری شده و منتهی شد به فعالیت این مجموعه؛ بعد نامه حضرت امام به حاج ­احمدآقا نوشته شد که به تأسیس مؤسسه نشر آثار امام منتهی شد.

- رابطه احمدآقا با احزاب و گروهها چگونه بود؟ آیا آن زمان هم افرادی که در دفتر امام بودند گرایش خاصی هم داشتند؟  

- بطور طبیعی هرکس برای خودش ممکن است گرایش خاصی داشته باشد که طبیعی هم هست. بله؛ در دفتر امام هم هرکدام از افراد دارای گرایش خاصی بودند. گاهی وقت­ها احمدآقا شوخی می­کرد و می­گفت که مثلاً من هروقت فلان­کس را می­بینم یاد فلانی یا فلان حزب یا گروه می­افتم. به من هم می­گفت هروقت شما را می­بینم یاد حزب­الله لبنان و هر وقت حزب­الله لبنان را می بینم یاد شما می­افتم . ضبعه پررنگ­تر ارتباطات من با بیرون از دفتر در ارتباط با حزب­الله لبنان و پیگیری مسائل آنها از جمله اجازات، استجازات، وجوهات شرعیه و ملاقات­ها بود.

- گویا زمینه دیدار شهید عماد مغنیه با حضرت امام هم از جانب شما بوده...؟

  بله نمونه اش این دیدار بود. شهید عماد مغنیه و سیدحسن­نصرالله از جمله کسانی بودند که برای آنها کارت تهیه کرده و برای دستبوسی حضرت امام بردم. یا مثلاً یکبار مسئله استثنائی اتفاق افتاد که بی­نظیر بود. وقتی ملاقاتها تمام می­شد امام می­رفت و دیگر نمی­شد که بیایند و ملاقات دیگری داشته باشند. یکبار جمعی از لبنانی­ها می­خواستند خدمت حضرت امام برسند در ترافیک گیر کردند؛ تا به ملاقات برسند ملاقات تمام شد. بسیار بسیار ناراحت بودند. پانزده شعبان هم بود که دیگر ملاقاتها تمام می­شد و تا بعد از ماه رمضان امام ملاقاتی نداشتند. خلاصه خدمت حضرت امام عرض کردیم و ایشان بعداز ظهر بصورت فوق­العاده و برای دومین­بار مجدداً آمدند و ملاقات صورت گرفت و حُسن آن هم برای ملاقات­کننده­ها این بود که این ملاقات خصوصی انجام شد که یک مسئله ماندگار و تاریخی برای آنها شد.

 در مورد موضوع گرایش در دفتر به هر شکل هرکدام از ماها گرایشی داشتیم. عمدتا شامل همه هم بود؛ هرکسی دارای گرایشی بود اما مرحوم حاج­ احمدآقا همواره نگاهش در مقام عمل منطبق با نگاه حضرت امام فراجناحی بود.طوری عمل می­کرد که کانالهای متعددی برای ارتباط، با همه گروههای داخل نظام در دفتر حضور داشته باشند. اما هیچوقت فعالیت های دفترحزبی و گروهی نبود. همه گرایش­ها در چارچوب نظام، انقلاب و پیوند مستحکم با امام بودند. گرایش خاصی در احمدآقا وجود نداشت. گاهی وقت­ها احمدآقا که نزدیک به امام بود چوب ناحقی بخاطر جایگاه خودش می­خورد. دیدگاه امام بود که مثلاً باید فلان کار بشود این ارتباط باشد یا نباشد؛ در حالی که بیرون فکر می­کنند این دایره خارج از مدار خواست امام بوده! یادم است مقالاتی از حاج ­احمدآقا گرفتم و در چندین شماره مجله پاسدار اسلام بچاب رساندم اول از ایشان خواستم که مصاحبه از ایشان بگیرم که فرمودند می­نویسند. بخشی از آن مسائل را ایشان در آن مقالات توضیح داده­اند. تلاش و نگاه احمدآقا در بحث احزاب و گروهها این بود که آنها در چارچوب خط امام حرکت کنند.

 سالهای خوب و خاطره انگیزی بود. به قول حاج­احمدآقا که می­گفت : تو جزء چند نفر انگشت شماری هستی که هر زمانی بخواهید می­توانید خدمت امام برسید. در آن ده سال کیف حاوی نامه­ها ، گزارش ها و .... را همیشه من خدمت حضرت امام می­بردم. تنها کیفی که در این مدت خدمت امام برده می­شد و برمی­گشت آن کیفی بود که دست من بود. ده سال و در هرسال بیش از سیصد بار این کیف خدمت امام می­رفت و برمی­گشت.  

- احمدآقا گنجینه اسرار انقلاب لقب گرفتند. علت اطلاق به نظر شما چه بوده و اگر بخواهیم اکنون این واژه را واکاوی کنیم برچه مواردی باید تمرکز کنیم؟

- هیچکس به اندازه ایشان در جریان همه امور و مسائل مربوط به حضرت امام در طول نهضت و انقلاب مخصوصاً پس از شهادت حاج­آقامصطفی نبود. هیچکس به اندازه ایشان مماس با مسائل مربوط به حضرت امام نبود.  هیچکس به اندازه ایشان نسبت به مسائل مربوط به امام آگاه نبود. در مسائل اساسی دفتر نقش اول را احمد آقا داشت. گاهی وقت­ها نوشته می­شود فلان­کس رییس دفتر امام بود که خلاف واقع است اگرهم کسی قرار بود رییس دفتر باشد احمدآقا بود. خود احمدآقا هم ادعای ریاست نداشت. و هیچوقت هم اعمال ریاست نکرد. بنابراین تعبیر رییس دفتر امام، در زمان حضرت امام تعبیر درستی نیست.

- اهتمام ویژه­ای به خانواده­های شهدا و ایثارگران و جانبازان داشت درست است؟

دقیقاً؛ مخصوصاً پس از ارتحال حضرت امام، بلااستثناء ما هر برنامه­ای در بهشت­زهرا داشتیم ، حتی یکبارهم ایشان نشد که در جمع ما حاضر نشود. در دهه فجر و هفته دفاع مقدس (روز شهادت و ایثار) بلااستثناء سخنران ما حاج­احمدآقا بود. خیلی اهل سخنرانی نبود، اما علقه­اش به شهدا به مانند امام بود. آنچه مربوط به شهدا می­شد، سرسوزنی استنکاف نداشت. امام هم برای خانواده شهدا تا آخر عمر استثتاء قائل بود. عین همین قضیه در مورد حاج ­احمدآقا هم صدق می­کرد. هر برنامه­ای که در حسینیه جماران داشتیم و از ایشان دعوت می­کردیم هیچ موردی را یاد ندارم که ایشان جواب منفی داده باشد.

- مصداقی هم در این زمینه دارید مطرح بفرمایید.

بارها وبارها به من گفت رحیمیان کاری برای من پیدا کن که برای این خانواده شهدا انجام بدهم. گفتم آقا شما که بهترین کارها را دارید انجام می­دهید. همه وزانت، شکوه و ارزش این مراسم به آن است که شما در آن شرکت کرده و سخنرانی می­کنید.دیگر ما چه توقعی داریم؟! گفت نه اینها مرا اشباع نمی­کند. من می­خواهم یک کار ملموس برای خانواده شهید انجام بدهم. می­گفت دلم می­خواهد بروم نزد خانواده شهدا (تأثر شدید مصاحبه شونده) مثلاً جارو بکشم. یک کار اینجوری به من بگو. زمینه­ای را فراهم کن که من بروم خدمت بلاواسطه برای خانواده شهید و یا فرزندان شهید انجام بدهم. من خیلی فکر کردم و چندین پیشنهاد دادم، که ایشان می­گفت این آنی نیست که من می­خواهم! می­گفت: خیر این منظور من نیست! منظورش همانی بود که نمی­شد! و از نظر ما امکان ­پذیر نبود. اخلاص، تواضع و عشق  فوق ­العاده­ای نسبت به شهدا و خانواده شهدا در ایشان همواره مشاهده کردم.

- درسالهایی که حضرت امام در قید حیات بودند جریانی که جرأت رویارویی با حضرت امام را نداشت آمدند و به­گونه­ای القا کردند که احمدآقا در اواخر عمر حضرت امام تمام تصمیمات را شخصاً می­گرفته و حضرت امام تحت­تأثیر مستقیم احمدآقا بوده نظر شما چیست؟

- تعبد ایشان نسبت به امام و پیروی ایشان مثال زدنی است. عرض شد که امامی که ما می­شناسیم آن امامی نیست که کسی بخواهد اورا بازی دهد و کسی بخواهد برای او چیزی دیکته کند. این یک توهین به شخص امام است. توطئه علیه شخص امام محسوب می­شود. مرحوم حاج احمد آقا صددرصد در چارچوب تشخیص نهایی و نظر حضرت امام عمل می کرد .نمونه بارز آن مسئله آقای منتظری بود. حاج احمدآقا با همه وجود تلاش می­کرد قضیه به آنجا منتهی نشود. همان طور که امام هم همین تلاش را می­کرد. یادم می­آید برنامه­ای را تنظیم کردم که من، آقای طاهری اصفهانی، شیخ عباسعلی روحانی و آقای کروبی برای آخرین بار نزد آقای منتظری برویم و صحبت کنیم و چهارنفره صحبت­های جدی با آقای منتظری داشته باشیم که بتوانیم متقاعدش کنیم از آن مسیر برگردد، ولی با متشنج شدن جلسه بخاطر عصبانیت تند یکی از این آقایان نتیجه ای حاصل نشد. یادم هست که حاج ­احمدآقا کلی با بنده دعوا کرد، وقتی متوجه شده که ما به آنجا رفتیم. می­گفت شاید کسی تصور کند که من ترا فرستادم و مثلاً ممکن است اینگونه تلقی شود که من می­خواستم نقش بازی کنم. من به ایشان پاسخ دادم رابطه من با آقای منتظری خیلی طولانی تر از شما است.

احمدآقا اجتناب داشت از اینکه چنین تصوری بشود که ایشان در این قضایا نقش مثبت یا منفی دارد ایفا می­کند. خودش هم مراقبت داشت. معمولاً افرادی مثل احمدآقا که در جایگاهی رفیع و در کنار بزرگی مانند امام قرار می­گیرند کسانی که می­خواهند به آن بزرگ تعرض کنند وجرأت آن کار را ندارند، دنبال دیوار کوتاه­تر می­گردند تا عقده­گشایی کنند. احمدآقا در خیلی مواقع چوب ناحق خورد. خدا رحمتش کند خیلی صبور بود. تا زمانی که ایشان در قید حیات بود ما هرهفته باهم نشست های دوستانه­ای در جماران داشتیم. خداوند فرزندان ایشان را هم حفظ کند و امیدوارم آنها هم همان راه حاج­احمدآقا را طی کنند و نگران هستم که نکند خدایی ناکرده بیت حضرت امام خرج گرایش­های جناحی شود فرقی برای من ندارد چه این جناح، چه آن جناح. منتسبین به امام نباید خرج افراد و گروهها شوند. فقط باید خرج امام شوند.آنوقت در معرض نفی و اثبات­هایی که جناحها دنبال آن هستند نخواهند شد. بیت امام باید همواره شان فراجناحی خودش را حفظ کند و در عین­حال در چارچوب اصول خط امام باشد. انشاالله